طناب عدالت بر گردن صدام
پس از دیروز، برای دموکراسی
با انتخابات برای زندگانی اجتماعی دموکراتیک
خویشتنداری ایران در برابر زورگویی عریان
پژواک عدالت بر گلوی صدام
٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت
خبر داشتن از امروز آمادگی برای فرداست
ايران، کشور قدرتمند و نجيب
با شوراها و از مجلس خبرگان
| Sun | Mon | Tue | Wed | Thu | Fri | Sat |
|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
- از تو و میهنم(53)
- انتخابات(4)
- ریاستجمهوری(24)
- مجلس هفتم(21)
- آری يا نه(6)
- جام جهانی فوتبال(7)
- رفراندوم(4)
- بيانيه 565 نفر(4)
- دیدگاهها(1)
- روزنامهنگاری(60)
- زلزله بم(5)
- سیاست(46)
- ایران و جهان(15)
- صلح و سیاست(20)
- فرهنگ سیاسی(22)
- کرامت و حقوق انسان(70)
- فاجعه آقاجری(9)
دیدگاه خوانندگان: 1251
تا روز : wednesday, 10.01.2007
«شرق» چيز ديگری است
روزنامه «شرق» پس از هفته ها تدارک با یک روز تاخیر منتشر مي شود. سردبير آن نويد مي دهد که «روزنامه براي ما نه فقط ابزار كه هدف نيز هست». و همين یک جمله است که شرق را چيز ديگری مي کند. و چيز ديگر هم هست، يعني که دوم خرداد در ما آن زنده است. و نيز مي نويسد که «ما خود ارثيه دوم خرداديم». و ارث چيزی است که از مرده ای به بازماندگانش مي رسد. و بدين گونه در زندگاني پر تناقض ما ايرانيان تناقضي ديگر رخ مي نمايد.
تناقض هستي و نگاه سردبير «شرق» اما بزرگترين تناقض زمانه در فرهنگ سياسي کشور ما نيست. ماههاست که محمد خاتمي رييس جمهور برآمده از دوم خرداد، از هر سو به انتقاد کشيده مي شود. و او خود ساده انگارانه آن را نشانه آزادی مي شمارد. اما هنوز آن چه بيش از همه به انتقاد نياز دارد، انتقادهايی است که از او مي شود. انتقادهايي که واپس نگرانه است و ما را در روش و منش به پيش از دوم خرداد برمي گرداند. در جستجوی دست آهنين است. خروج از قانونگرايي را در رفتار سياستمداران بهتر مي پسندد. از خاتمي دليری و شجاعت مي طلبد، و با او چنان رفتار مي کند که گويا همه کاره کشور است و کاری نمي کند. اما خود دانسته از پذيرش مقام دومي خاتمي و حدود قانوني اختيارات او سرباز مي زند، تا مبادا با گفتن هر که بامش بيش برفش بيشتر، گذارش به قاضي مرتضوی بیفتد، که به همت رييس سابق مجلس اعلای عراق در راس دادگستري ايران، داستان پوست و دباغ خانه است.
مسايل و دشواری های انباشته شده در زندگي اجتماعي ما هنوز بايستي با افزارهای سياسي راه حل های خويش را بيابد. اما ميليون ها زن و مردی که از پيام خاتمي به شور در آمدند، با نگاهي به پشت سر، چه بسا بگويند که چشمداشت های ما از سياست و راه حل سياسي فراتر از آن بوده است که در واقعيت سياست ايران نهفته است. واقعيت اجتماعي ايران آن چنان ساده و يگانه نبوده است که هر چيزی به سود و یا در حد انتظار همگان به سامان برسد. اگر چه حکومت به همه جای زندگي اجتماعي ما چنگ انداخته است، اما به جز دولت و حکومت، نيروهای اجتماعي ديگری هم هستند که توانايي بيشتر در جستجوی راه حل ها دارند، و بهتر از دولت و حکومت زندگي اجتماعي و اقتصادی ما را سامان مي دهند. و کسي که چنين کشاکش هايي با خود و ديگران داشته باشد، گوشه ای از دوم خرداد را در خود زنده نگه مي دارد.
یکي از اصلي ترين وظيفه های ما امروز این است که بگوييم در جستجوی چه هستيم. چه چيزی ما را به حرکت مي آورد. چه خواست ها و درخواست هايي داريم، و پيشرفت از نگاه ما چيست، و چگونه باید پيش برويم، تا در افسون و افسوس دوم خرداد پژمرده نشويم. تلاش و درگيری با نگاه های بازدارنده و خواست های زودگذر زمانه، و قيم مابي همه آنهايي که ما را به بي تفاوتي و کناره جويي فرامي خوانند، نياز زمانه است و «شرق» با موجوديت خود به اين نياز پاسخ مي دهد. «شرق» از دل شکستي هولناک، ناشي از کناره گيری مردم در انتخابات شوراها بيرون آمده است. رفتار و کردار گردانندگان آن، از پذيرش شکست گرفته تا پنهان نکردن خويش در پشت پيروزمندان غيبت مردم. از طرحي نو درافکندن تا جستجوی جايگاه خويش در ميان مردمي که هستند ولي کنار کشيدند، با روح و خواست دوم خرداد هماهنگ است. و چه بهتر که سخن را در دايره روان و خواستي که دوم خرداد داشت پيش به بريم.
با فرهنگ سياسي دوم خرداد اگر بنگريم، سياستمداران نمايندگان مردم و برگزيدگان آنانند. در دولت و مجلس مردم را نمايندگي مي کنند. تقسيم کار اجتماعي پايه و اساس زندگي اجتماعي است، که در تقسيم قوای حکومتي هم خود را نشان مي دهد. قوای حکومت که اراده مردم را نمايندگي مي کند در قوه های قانونگذاری و اجرايي و قضايي تقسيم مي شود. و سياستمداران دموکرات کوشش مي کنند، با تقسيم وظايف سياسي ميان دولت و اپوزيسيون، میان دولت های مرکزی و ناحيه ای و محلي، بر کارآيي ارگانهای حکومتي بيفزايند. و موثرترين افزار بررسي و کنترل کارآيي آني است، که از ميان مردم برآمده و خود نيز مردم را نمايندگي مي کند. يعني روزنامه نگاران. و در اين واژه پيشه و کار همه آنهايي را بيان مي کنيم که در رسانه های ديداری، شنيداری، گفتاری و رسانه های نوين دوران کامپيوتر سرگرم کارند. آنها مردم را نمايندگي مي کنند. و با روزنامه و راديو و تلويزيون و ديگر رسانه ها، به نمايندگي مردم، حکومت و حکومتيان را در هر جايي که هستند، زير نظر دارند. کنترل سياست بوسيله رسانه ها، کنترل سياستمداران بوسيله روزنامه نگاران. و این خود موثرترين تقسيم کار و قوا در مردمسالاری و دموکراسي است که دوم خرداد نگاه به آن داشته است.
نمي توان از مردم سالاری سخن گفت و به دموکراسي رسانه ای نپرداخت. در دموکراسي رسانه ای برای ما جای مردم شناخته شده است. روزنامه های پيش از دوم خرداد هم به آن آگاهي داشتند. «الو سلام» يادگاری خوش از مشارکت مردمي در يکي از سياهترين دوران های زندگاني اجتماعي و سياسي دهه های گذشته است. اما هنوز نکته های باريک فراوان است که نياز به چون و چرا دارد. و یکي از آن ها فشار دوستان برای جلوگیری از انجام وظيفه حرفه ای است. فشار سياسي نابخردانه و رسوا به شمس، برای بازداشتنش از مصاحبه با رفسنجاني، از تاريکترين نقطه های دوران رونق روزنامه هاست. بايستي آموخت آنچه را که هنوز برای جامعه ما بيگانه است، و آن گفتگوی انتقادی آشکار در باره مسايل زمانه و نيز با زمامداران است. فشار به شمس و تمکين او نشان داد که سياسي کاری و جانشين کردن شيوه های قهر و آشتي سياسي با روح ایلیاتي، تا چه حد بر روزنامه نگاری ما تحميل مي شود. و چه بسيار ديده ايم سياسي کاراني که به روزنامه نگاری روی آورده اند، و به اين ويژگي بيگانه با کار و حرفه روزنامه نگار باليده اند.
«شرق» آمد. و با تاخير آمد. از دل شکست ها آمد. «همشهری» اگر چه از سالهای جوانمرگي جان به در برد، اما با تصميم دموکراتيک مردم در چاله زنده به گوری جان مي کند. مردم از آزادی مشارکت نکردن که در سرشت زندگي دموکراتيک نهفته است، سود بردند و ناتواني و خواری خود در برابر اقتدارگرايان را با نمايندگانشان تقسيم کردند. و مدير موفق همشهری نيز با ناکامي بزرگ کار در شورای شهر تهران آمد. و کيست نداند که شکست آنهايي را که از پا در نمي آيند، ورزيده تر مي کند.
4 شهريور 82

ديدگاه شما:
=======
جمله آخرت تو گوشم طنین انداخت: کیست که نداند.....
September 18, 2003 4:11 PMسلام استاد بنده نوازی می فرمائید !! به هر حال از اینکه قابل دانسته گاهی سر می زنید بسیار ممنونم سربلند باشید.
August 30, 2003 9:04 AM