روزهای پيش
ارزانیام بدار
طناب عدالت بر گردن صدام
پس از دیروز، برای دموکراسی
با انتخابات برای زندگانی اجتماعی دموکراتیک
خویشتنداری ایران در برابر زورگویی عریان
پژواک عدالت بر گلوی صدام
٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت
خبر داشتن از امروز آمادگی برای فرداست
ايران، کشور قدرتمند و نجيب
با شوراها و از مجلس خبرگان
طناب عدالت بر گردن صدام
پس از دیروز، برای دموکراسی
با انتخابات برای زندگانی اجتماعی دموکراتیک
خویشتنداری ایران در برابر زورگویی عریان
پژواک عدالت بر گلوی صدام
٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت
خبر داشتن از امروز آمادگی برای فرداست
ايران، کشور قدرتمند و نجيب
با شوراها و از مجلس خبرگان
نوشتههای ماه
| Sun | Mon | Tue | Wed | Thu | Fri | Sat |
|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
بایگانی موضوعی
- از تو و میهنم(53)
- انتخابات(4)
- ریاستجمهوری(24)
- مجلس هفتم(21)
- آری يا نه(6)
- جام جهانی فوتبال(7)
- رفراندوم(4)
- بيانيه 565 نفر(4)
- دیدگاهها(1)
- روزنامهنگاری(60)
- زلزله بم(5)
- سیاست(46)
- ایران و جهان(15)
- صلح و سیاست(20)
- فرهنگ سیاسی(22)
- کرامت و حقوق انسان(70)
- فاجعه آقاجری(9)
بایگانی ماهانه
آمار
نوشتهها: 424
دیدگاه خوانندگان: 1251
تا روز : wednesday, 10.01.2007
دیدگاه خوانندگان: 1251
تا روز : wednesday, 10.01.2007
چرا دارم ره خود را رها من
نوشي خانم مهربان!
شما را و دو تا گل نازنينتان را دوست دارم. برای من شادی و خنده شما دری به بهشت زندگاني است.
باز هم بهتر خواهد شد، باز هم بيشتر خواهيد خنديد.
نباشد هيچ کار سخت کان را در نيابد فکر آسان ساز،
خروس دهکده برداشته است آواز،
چرا دارم ره خود را رها من.
پ.ن:
با ديدن گشايشي که در زندگي نوشي خانم فراهم آمده بود و شادماني او، شاد شده بودم و با خودم ترانه مي خواندم و کار مي کردم. ناگهان ميکروفون را زدم و بخشي از ترانه شادی هايم را به نوشي خانم هديه کردم. ترانه ای است آذربايجاني و در زبان و فرهنگ ما عاشقانه ای شادمانه است که با آن ساعت ها پايکوبي مي توان کرد.
|
نور
ايشيقلار شعله لندي |
نورها و
روشنايي ها شعله ور شدند |
9 آذر 82
چاپ | November 30, 2003 2:02 PM
ديدگاه شما:
=======
سلام هوشنگ جان!
November 13, 2004 1:03 PMاز مطالب خوب و جالب سایت شما استفاده کردم؛ مثل همیشه!
امیدوارم پاینده باشی!
ایاق دان توشموشم ساقی, الیمدن توت ایاق ایله
الینده ساغر زرین گوروم همواره وار اولسون
قزل گؤل غنچه سی تک, لخته لخته قان اؤلان گونلؤم
آچیلماز بیرده عالمده, اگر یوز مین باهار اؤلسون
عزيز دلم با شنيدن صداي زيبا ودلنشينت رنج فراق شماو بچه ها رااز ياد برده
وآرامش خاصي يافتم . باز هم بخوان . قربان صدايت . ناز نفست . فدايت شوم .
هوشنگ جان صدايت را چگونه ذخيره كنم ؟
December 6, 2003 6:31 AMkheili ghashang booood .....dah bar shenidamesh ...baz ham kam bood .. kolan rooheyeye adamo avaz mikone..
December 5, 2003 2:01 PM:) خرکيفه ميدونی يعنی چی؟ همونه که من گرفتم وقتی صداتو شنيدم. حالا که اينجور شد منم ميخوام صدامو پر کنم بذارم. البته فقط حرف ميزنم و نه آواز. نميخوام ملت بکل ازم قطع اميد بکنن. خيلی ترانه قشنگيه. هوشنگ ... من فکر کرده بودم تو کردی! شايدم هم کردی و هم ترک. خلاصه هر چی هستی خيلی دوست داشتنی هستی و همين فقط مهمه. ميبوسمت.
December 4, 2003 3:05 AMصدای زيبايی داری دادش. از سايت نوشی اين جا آمدم.
December 3, 2003 5:06 AMبو نوشی خانم چوخ دوست دوتمالی بيز قيزدی. انشاالله که سيز دين اولسون و دنياسی ايشقلانسون. ياشا قارادش.
اوه اوه اوه...سلام عرض شد...آقا شما خيلی جذبه داری...يعنی من زهره م رفت...يعنی دلم رفت...البته ميدونم آدم معروفی...اممم..اسمت رو شنيدم غلط نکنم...!شعر معر ميگی...؟ آره...؟ دل مامان نوشی ما رو هم که بردی...بابا دست مريزاد...!به هر حال خوشحالم از آشناييتون...راستی...يه عکس ملايم تر نداشتين بذارين صفحه اول وبلاگتون...يا لااقل قبلش يه وارنينگی چيزی بذارين...بابا من که خير سرم مرد م داشتم پس ميفتادم...چه برسه به جنسای لطيف تر! ؛)
December 3, 2003 3:51 AMسلام و ممنون از ديدار شما. موفق و پاينده باشيد.
December 2, 2003 11:37 PMهوشنگ عزیزم!
زلالی تو دل مارا میشوید...
ایکاش دلت همیشه شاد باشد..
این شعر را از زبان تو برای عشقی سرمدی و جاودانه سرودم که ظاهرا در بهشت اکنون قابل دسترسی نیست و آرزوی همه ی ماست:
برای عشق جاوید...
به قلعه ی شیشه ای تو راهم نیست ،
به حضور صمیمی تو راهم نیست ؛
هزار پنجره در چشم تو پیداست،
به یک پنجره ازقلب تو راهم نیست..
عزیزم ! امیدوارم که کامروا باشی.
December 2, 2003 6:46 PMسلام اقا این صدا را چگونه بشنویم!!
December 2, 2003 12:14 PMاز خوشحالی شما و دوستان ما نیز انرژی می گیریم وچقدر غبطه می خورم که فرصتی نمی یابم تا نوشته ای از سر فکر و تامل بنویسم.از نوشته های وزین شما نیز استفاده می برم توفیق مستدام باد.
یاشاسین آذربایجان
یاشاسین هوشنگ
December 2, 2003 10:59 AMwowwwwww
December 2, 2003 3:05 AMچه صدایی :))))
خیلی قشنگ بود.
salam yasasin hoshag bay
December 1, 2003 11:35 PMkhoshalam ke hanooz hoshanghayi voojood daran.
December 1, 2003 10:50 PMهوشنگ خان
حیف که الان سر کارم و نمیتونم صدات رو بشنوم. خونه هم کارت صدا ندارم فعلا. انگیزه ای شد تا زود تر برم دنبال درست کردن کارت صدا...
اینجا بوی صفا میاد. مرسی از نوشی که منو آورد اینجا.
شعری که اون بالا نوشتی نوشته کیه؟ "نباشد هیج کار سخت ..." ؟ نوشته خودتونه؟
December 1, 2003 10:40 PMسلام . من هم از شادماني دوست عزيزم شادم . دوستي كه حدود 10 سال از آشنائيمان ميگذرد و گذر ايام و بعد مسافت خللي در آن وارد نكرده است .
December 1, 2003 9:30 PMخيلي جالبه . ظاهرا در خوشحالي و غم زبان مادري همراهي بيشتري با ما ميكنه .
khryli ziba bod hoshang khan
December 1, 2003 8:21 PMalbate vazeh v mobarhan ast ke hamshahrihaye ma hrf nadaran
hamishe shad bashid
هوشنگ جان ممنون از توضيحت بار ديگه به آوازت گوش دادم و با خواندن معنايش بيشتر لذت بردم . دستت درد نکنه .
December 1, 2003 5:44 PMهوشنگ راهی برای ذخیره صدایت دارم؟ چطوری میتونم saveش کنم؟
December 1, 2003 1:28 PMسلام . اين صدای کيه که پخش می شه ؟ ميشه ترجمش رو هم بنويسين ؟ممنون
December 1, 2003 3:21 AMحالا مگه من دلم میاد از این صفحه بیرون برم؟
November 30, 2003 4:46 PMشما مهربانترین مهربانانید هوشنگ... مرسی بخاطر همه چیز.
November 30, 2003 4:40 PM