چرا دارم ره خود را رها من

نوشي خانم مهربان!

شما را و دو تا گل نازنينتان را دوست دارم. برای من شادی و خنده شما دری به بهشت زندگاني است.
باز هم بهتر خواهد شد، باز هم بيشتر خواهيد خنديد.

نباشد هيچ کار سخت کان را در نيابد فکر آسان ساز،
خروس دهکده برداشته است آواز،
چرا دارم ره خود را رها من.

دوستت دارم، می بوسمت






پ.ن:
با ديدن گشايشي که در زندگي نوشي خانم فراهم آمده بود و شادماني او، شاد شده بودم و با خودم ترانه مي خواندم و کار مي کردم. ناگهان ميکروفون را زدم و بخشي از ترانه شادی هايم را به نوشي خانم هديه کردم. ترانه ای است آذربايجاني و در زبان و فرهنگ ما عاشقانه ای شادمانه است که با آن ساعت ها پايکوبي مي توان کرد.

نور ايشيقلار شعله لندي
هر طرفه نور الندي
آی دا گون ده اولدوزلاردا
اله بيلديم يره اندی
کوچه ميزدن گچنده سن

 

نورها و روشنايي ها شعله ور شدند
به هر سويي نور پاشيده شد
ماه و خورشيد و ستاره ها هم
پنداشتم که بر زمين آمدند
آنگاه که تو از کوچه ما مي گذشتي
 

9 آذر 82

چاپ | November 30, 2003 2:02 PM

ديدگاه شما:
=======

ميثم پاشايی

سلام هوشنگ جان!
از مطالب خوب و جالب سایت شما استفاده کردم؛ مثل همیشه!
امیدوارم پاینده باشی!
ایاق دان توشموشم ساقی, الیمدن توت ایاق ایله
الینده ساغر زرین گوروم همواره وار اولسون
قزل گؤل غنچه سی تک, لخته لخته قان اؤلان گونلؤم
آچیلماز بیرده عالمده, اگر یوز مین باهار اؤلسون

November 13, 2004 1:03 PM
ادس

عزيز دلم با شنيدن صداي زيبا ودلنشينت رنج فراق شماو بچه ها رااز ياد برده

وآرامش خاصي يافتم . باز هم بخوان . قربان صدايت . ناز نفست . فدايت شوم .

هوشنگ جان صدايت را چگونه ذخيره كنم ؟

December 6, 2003 6:31 AM
khatooon

kheili ghashang booood .....dah bar shenidamesh ...baz ham kam bood .. kolan rooheyeye adamo avaz mikone..

December 5, 2003 2:01 PM
هاله

:) خرکيفه ميدونی يعنی چی؟ همونه که من گرفتم وقتی صداتو شنيدم. حالا که اينجور شد منم ميخوام صدامو پر کنم بذارم. البته فقط حرف ميزنم و نه آواز. نميخوام ملت بکل ازم قطع اميد بکنن. خيلی ترانه قشنگيه. هوشنگ ... من فکر کرده بودم تو کردی! شايدم هم کردی و هم ترک. خلاصه هر چی هستی خيلی دوست داشتنی هستی و همين فقط مهمه. ميبوسمت.

December 4, 2003 3:05 AM
farhang

صدای زيبايی داری دادش. از سايت نوشی اين جا آمدم.
بو نوشی خانم چوخ دوست دوتمالی بيز قيزدی. انشاالله که سيز دين اولسون و دنياسی ايشقلانسون. ياشا قارادش.

December 3, 2003 5:06 AM
sharagim

اوه اوه اوه...سلام عرض شد...آقا شما خيلی جذبه داری...يعنی من زهره م رفت...يعنی دلم رفت...البته ميدونم آدم معروفی...اممم..اسمت رو شنيدم غلط نکنم...!شعر معر ميگی...؟ آره...؟ دل مامان نوشی ما رو هم که بردی...بابا دست مريزاد...!به هر حال خوشحالم از آشناييتون...راستی...يه عکس ملايم تر نداشتين بذارين صفحه اول وبلاگتون...يا لااقل قبلش يه وارنينگی چيزی بذارين...بابا من که خير سرم مرد م داشتم پس ميفتادم...چه برسه به جنسای لطيف تر! ؛)

December 3, 2003 3:51 AM
محسن

سلام و ممنون از ديدار شما. موفق و پاينده باشيد.

December 2, 2003 11:37 PM
سینا هدا

هوشنگ عزیزم!
زلالی تو دل مارا میشوید...
ایکاش دلت همیشه شاد باشد..
این شعر را از زبان تو برای عشقی سرمدی و جاودانه سرودم که ظاهرا در بهشت اکنون قابل دسترسی نیست و آرزوی همه ی ماست:

برای عشق جاوید...
به قلعه ی شیشه ای تو راهم نیست ،
به حضور صمیمی تو راهم نیست ؛
هزار پنجره در چشم تو پیداست،
به یک پنجره ازقلب تو راهم نیست..

عزیزم ! امیدوارم که کامروا باشی.

December 2, 2003 6:46 PM
وکیل دادگستری

سلام اقا این صدا را چگونه بشنویم!!
از خوشحالی شما و دوستان ما نیز انرژی می گیریم وچقدر غبطه می خورم که فرصتی نمی یابم تا نوشته ای از سر فکر و تامل بنویسم.از نوشته های وزین شما نیز استفاده می برم توفیق مستدام باد.

December 2, 2003 12:14 PM
فریاد

یاشاسین آذربایجان

یاشاسین هوشنگ

December 2, 2003 10:59 AM
Mahshid

wowwwwww
چه صدایی :))))
خیلی قشنگ بود.

December 2, 2003 3:05 AM
khers mehrban

salam yasasin hoshag bay

December 1, 2003 11:35 PM
liliyom

khoshalam ke hanooz hoshanghayi voojood daran.

December 1, 2003 10:50 PM
مازیار

هوشنگ خان
حیف که الان سر کارم و نمیتونم صدات رو بشنوم. خونه هم کارت صدا ندارم فعلا. انگیزه ای شد تا زود تر برم دنبال درست کردن کارت صدا...

اینجا بوی صفا میاد. مرسی از نوشی که منو آورد اینجا.

شعری که اون بالا نوشتی نوشته کیه؟ "نباشد هیج کار سخت ..." ؟ نوشته خودتونه؟

December 1, 2003 10:40 PM
دوست قديمي

سلام . من هم از شادماني دوست عزيزم شادم . دوستي كه حدود 10 سال از آشنائيمان ميگذرد و گذر ايام و بعد مسافت خللي در آن وارد نكرده است .
خيلي جالبه . ظاهرا در خوشحالي و غم زبان مادري همراهي بيشتري با ما ميكنه .

December 1, 2003 9:30 PM
raha

khryli ziba bod hoshang khan
albate vazeh v mobarhan ast ke hamshahrihaye ma hrf nadaran
hamishe shad bashid

December 1, 2003 8:21 PM
roya

هوشنگ جان ممنون از توضيحت بار ديگه به آوازت گوش دادم و با خواندن معنايش بيشتر لذت بردم . دستت درد نکنه .

December 1, 2003 5:44 PM
نوشی

هوشنگ راهی برای ذخیره صدایت دارم؟ چطوری میتونم saveش کنم؟

December 1, 2003 1:28 PM
roya

سلام . اين صدای کيه که پخش می شه ؟ ميشه ترجمش رو هم بنويسين ؟ممنون

December 1, 2003 3:21 AM
نوشی

حالا مگه من دلم میاد از این صفحه بیرون برم؟

November 30, 2003 4:46 PM
نوشی

شما مهربانترین مهربانانید هوشنگ... مرسی بخاطر همه چیز.

November 30, 2003 4:40 PM