روزهای پيش
ارزانیام بدار
طناب عدالت بر گردن صدام
پس از دیروز، برای دموکراسی
با انتخابات برای زندگانی اجتماعی دموکراتیک
خویشتنداری ایران در برابر زورگویی عریان
پژواک عدالت بر گلوی صدام
٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت
خبر داشتن از امروز آمادگی برای فرداست
ايران، کشور قدرتمند و نجيب
با شوراها و از مجلس خبرگان
طناب عدالت بر گردن صدام
پس از دیروز، برای دموکراسی
با انتخابات برای زندگانی اجتماعی دموکراتیک
خویشتنداری ایران در برابر زورگویی عریان
پژواک عدالت بر گلوی صدام
٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت
خبر داشتن از امروز آمادگی برای فرداست
ايران، کشور قدرتمند و نجيب
با شوراها و از مجلس خبرگان
نوشتههای ماه
| Sun | Mon | Tue | Wed | Thu | Fri | Sat |
|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
بایگانی موضوعی
- از تو و میهنم(53)
- انتخابات(4)
- ریاستجمهوری(24)
- مجلس هفتم(21)
- آری يا نه(6)
- جام جهانی فوتبال(7)
- رفراندوم(4)
- بيانيه 565 نفر(4)
- دیدگاهها(1)
- روزنامهنگاری(60)
- زلزله بم(5)
- سیاست(46)
- ایران و جهان(15)
- صلح و سیاست(20)
- فرهنگ سیاسی(22)
- کرامت و حقوق انسان(70)
- فاجعه آقاجری(9)
بایگانی ماهانه
آمار
نوشتهها: 424
دیدگاه خوانندگان: 1251
تا روز : wednesday, 10.01.2007
دیدگاه خوانندگان: 1251
تا روز : wednesday, 10.01.2007
نه در انتخابات مجلس هفتم شرکت نمي کنم
«ديدگاه شما» بسته است، برای خواندن نه ها اينجا کليک کنيد.
چاپ | February 16, 2004 1:43 AM
ديدگاه شما:
=======
فقط سکس نیست! ما در مورد چیزهای دیگر هم حرف میزنیم!
شناسنامه م که عکس دار شد رفتم رای دادم. چند سالم بود؟ هفده سال انگار. به کی رای دادم؟ به یه نماینده که اسمش بیژن بود. فامیلش مهم نیست. اما اسمش بیژن بود. چرا؟ چون اسمش فارسی بود و تو اون سن وسط اون همه اصغر و نعمت و محمد حسین حال کرده بودم که یکی اسمش فارسیه. اما اون انگار آخرین باری بود که رای دادم.
میانگین سنی همه ما خانومهایی که اینجا مینویسیم یه چیزی بین بیست و نه تا سی و سه ساله. میخوام بگم اونوقتا میگفتن اگه رای ندی تو دانشگاه راهت نمیدن. یا میگفتن اگه رای ندی بعدا واسه سر کار رفتنت با مشکل مواجه میشی. اما من رای ندادم. نترسیدم از بعدش. رای ندادم و تا حالام برام مشکلی پیش نیومده. همیشه به این فکر کردم که خیلی باحاله اگه یه روزی یه جایی بگم من تو تمام عمرم فقط یه بار رای دادم، اونم فقط بخاطر اینکه اسمش منو یاد ایران مینداخت نه ایران اسلامی. خیلی باحاله که بگم حالا بعد از گذشت این همه سال من میتونم سرمو با افتخار بالا بگیرم که به خاتمی رای ندادم. هیچوقت بهش رای ندادم. به رفسنجانی هم. به مجلس پنجم، ششم، ... به هیچی رای ندادم، جز همون یه دونه کذایی.
میدونین چیه؟...
وقتی کلیت یه چیزی رو قبول ندارم به جزئیاتش رای نمیدم.
وقتی همه چیز واسم زیر سئواله، به سئوالای بقیه جواب نمیدم.
وقتی اختیار انجام بدوی ترین کارهای بشری رو ندارم، به کسی اختیار قدرت تعیین قوانین جبری رو نمیدم.
وقتی جدی گرفته نمیشم، تو هیچ بازی شرکت نمیکنم.
من دیگه بیشتر از این بازیچه نمیشم...
February 19, 2004 8:30 AMچرا رای نمیدهم
به نام خدا
اول- دموکراسی به معنی یک روش معین حکومتی، در حال حاضر برای کشور ما یک ضرورت است. در این روش اکثریت جامعه حاکمین را انتخاب می کنند. اقلیت هر چقدر که ناچیز باشد حق حرف زدن و انتقاد کردن دارد، هرگاه نیز اقلیت منتقد اکثریت شد و در واقع اکثریت جامعه حاکمین را نخواست می تواند آنها را قانونا و از طریق رای و رای گیری و بدون خشونت عزل نماید. این روش منجر به چرخش آزاد و «قدرت» در جامعه می شود. اما این چرخش آزاد «قدرت» با چرخش آزاد «ثروت» و چرخش آزاد «اطلاعات» عجین است. به زبان دیگر دموکراسی با اقتصاد آزاد و آزادیهای فردی و مفاهیم حقوق بشری در یک رابطه متقابل و ضروری قرار دارد. از میان دلایل مختلف ضرورت دموکراسی برای جامعه ما تنها به ذکر یک نکته اکتفا می کنم. عصر جهانی شدن دوره جدیدی است که در ادامه حرکت دنیای مدرن پیش آمده و با بروز توسعه تکنولوژی های جدید چون انفورماتیک و مخابرات و امثالهم تنها سرعت یافته است. در ستون فقرات مناسبات جدید در این عصر، کمپانی های فراملیتی قرار دارند که باید بتوانند آزادانه در سراسر دنیا تولید و توزیع و با یکدیگر رقابت نمایند. این ضرورت نقش پیشین دولت - ملتهای سنتی را روز به روز کمرنگ تر می سازد و اختیارات آنها را در اتحادیه های سیاسی منطقه ای، سازمانهای جهانی، پیمانها و کنواسیونهای بین المللی تجاری و غیرتجاری مستحیل می سازد. این فرآیند نه خواست گروه اندکی است، نه توطئه کسی است و نه به خواست کسی متوقف می شود. امری است طبیعی در ادامه دنیای مدرن که از چهار قرن قبل آغاز شده و اکنون تنها شتاب یافته است.عدم پاسخگویی مناسب به این روند، ملت ها را از سرمایه گذاریهای بین المللی و مناسبات جدید مالی در سطح جهان محروم می سازد. کشورهایی که همسویی مناسب با این روند به عمل نمی آورند روز به روز فقیرتر و منزوی تر می گردند. مشکلاتی چون بیکاری و تبعات آن از بدیهی ترین نتایج این فقر است. حکومت ایران پس از 25 سال دنبال کردن سیاست درهای بسته و پافشاری بر مفاهیم سنتی و کهنه دولت های محبوس در چهاردیواری کشور، درآمد سرانه ایرانی ها را از 4هزار دلار در سال 56 به 1500 دلار در سال 82 کاهش داده است و سرانه سرمایه گذاری نسبت به سال 56 بیش از 40درصد کاهش یافته است. نرخ بیکاری به بیش از 15درصد افزایش یافته و ادامه این آهنگ تا انتهای دهه هشتاد این نرخ را به بیش از دو برابر افزایش خواهد داد. بنابراین دموکراسی برای کشور نه یک امر لوکس و تشریفاتی است و نه یک هوس زودگذر که اگر نخواستیم فعلا بتوانیم آن را به تعویق بیاندازیم. همسویی با اقتصاد آزاد جهانی یک ضرورت است و لازمه این امر تحقق دو ضلع دیگر این مثلث یعنی دموکراسی و حقوق بشر است. همچنین دموکراسی به مثابه یک روش معین حکومتی نه امری ماورایی و پیچیده در الفاظ و ایده آلهای عجیب و غریب و دست نیافتنی است و نه دموکراسی انواع ایرانی و دینی و محلی و بومی دارد. دموکراسی، دموکراسی است. روشی معین برای حکومت است، اجرایی و دست یافتنی.
دوم- نظام فعلی ایران بنا بر محتویات سندی بنام قانون اساسی آن، نظامی است اقتدارگرا و استبدادی. خلاصه این سندی که آن را قانون اساسی نامیده ایم از این قرار است که یک نفر حق دارد هر کاری را انجام دهد و به هیچکس نیز پاسخگو نیست. حرفش عین قانون و عملش فراتر از هر حسابرسی و پرسشی است. سقف خرد جمعی جامعه ما دین است به قرائت شش نفر فقهای شورای نگهبان. همین ها کاندیدای هر انتخاباتی را هم تعیین می کنند از جمله مجلس خبرگان رهبری، و از آنجا که این شش نفر منصوب رهبری هستند تابع نظرات او هستند و نمی توانند و تاکنون نیز نتوانسته اند خلاف منویات او امری را به انجام برسانند. مجلس غیر از کنترل کاندیداها در عمل نیز توسط دو لایه انتصابی شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت نظام کنترل می شود. کاندیداهای رئیس جمهوری هم از همین فیلتر عبور می کنند و خود رئیس جمهوری هم در عمل محاط در سیاستهای کلان نظام، دیکته شده از سوی رهبری است و باید تابع مجلسی باشد که خود تابع آن دو لایه منصوب رهبری است. قوه قضائیه نیز مستقیما و یکسره منصوب و در کنترل رهبری است. امر نظارت مجلس خبرگان بر رهبری هم به دلیل همان دور معروف و عبور کاندیداهای این مجلس از فیلتر شورای نگهبان منصوب رهبری، عملا هیچگاه اتفاق نیفتاده و نمی افتد و حداکثر کار اعضای این مجلس به جای نقد و یا عزل رهبری، گرفتن رهنمود از او بوده است. بنابراین در این نظام هر سه قوه اداره کننده کشور در اختیار یک نفر و متمرکز در دستان او است و حرف آن یک نفر عین قانون قلمداد می شود. (برخلاف دیکتاتوری که در آن اراده یک فرد اعمال می شود اما مقید به قانون است، در استبداد و اراده فرد عین قانون است). چون فرمایشات رهبری عین شرع قلمداد شده و هیچ قانونی هم نمی تواند خلاف شرع تصویب شود. بنابراین تمام قوانین هم منبعث از خواسته ها و منویات رهبری باید تدوین شوند. تشخیص عملکرد این ساختار احتیاج به مداقه نظری در سندی موسوم به قانون اساسی ندارد بلکه به منزله یک امر پسینی کافیست آنچه را که در چند سال گذشته در کشور اتفاق افتاده، نقادی کنیم. در یک کلام قانون اساسی فعلی قانون نیست. ترسیم پاره ای خطوط و خلق پاره ای نهادها است که همگی مقهور و در کنترل یک فرد هستند و آنچه هم که در کشور اتفاق افتاده است چیزی نیست جز به اجرا در آمدن این سند.
سوم- در دو دهه گذشته در بیش از پنجاه کشور دنیا، نظام های اقتدارگرا به نظام های دموکراتیک تبدیل شده اند. این تبدیلات را می توانیم زیر سه سر فصل و روش خلاصه نمائیم.
1- تغییر شکل حکومت- در این روش عناصر حاضر در حکومت خودشان دست به اصلاح می زنند و بتدریج حکومت را به سمت دموکراسی سوق می دهند و با تآنی تغییرات لازم در قوانین و حتی قانون اساسی را هم اعمال می کنند. امثال اسپانیا و پرتغال اولین مثالهای این روش هستند و چینی ها در میانه این راه قرار دارند. اگر آقای خاتمی به عنوان وزیر سابق نظام جمهوری اسلامی و همکارانش که تقریبا همگی از مسئولین دهه 60 نظام بوده اند موفق می شدند به وعده های خود عمل کنند این روش تغییر شکل حکومت در ایران هم اتفاق افتاده بود. اما برآوردن شعاری جنبش اصلاحات خیلی زود به دیواره های قانون اساسی برخورد کرد. اصلاحگران حکومتی، فاقد تئوری لازم برای شکستن دیوارهای این حصار تنگ بوده و هستند.
February 19, 2004 6:38 AM2- جابجایی در قدرت- در این روش نیروی مخالف نیرومندی شکل می گیرد که بتدریج تبدیل به یک جایگزین برای آن نظام می شود. این نیرو با بسیج مردم، فشار مناسب را ایجاد می کند و در مذاکره و گفت و شنود با حاکمین، قسمتی یا تمام قدرت را در اختیار می گیرد و یک نوع جابجایی در قدرت انجام می پذیرد. مثالهایی مثل اتحادیه همبستگی در لهستان از نمونه های خوب این روش است. این روش هم که آرزوی خیلی از نیروهای حاضر در صحنه سیاسی ایرا ن است عملا امکان تحقق نیافته است. اول به دلیل تئوری آلترناتیو کشی حاکمین که با شدت و جدیت در چند سال گذشته دنبال شده و عملا نطفه بستن و تکامل هر نیروی مخالف را متوقف ساخته است. دوم به دلیل ضعف تئوریک نیروهای حاضر در صحنه که عمدتا از اسلامگرایان هستند (به معنی طرفداران یک قرائت حداکثری از دین و نه مسلمانان) که این تئوری عقیم از زایش یک حکومت دموکراتیک است و استعداد تولد فاشیسم را بیش از دموکراسی در دامن خود دارد و فقدان تئوری دموکراسی (به معنی کامل تحقق سه ضلع مثلث چرخش آزاد قدرت و ثروت و اطلاعات) نزد نیروهای سکولار جامعه که عمدتا از طرفداران تئوریهای سوسیالیستی و چپ های مارکسیستی و غیر مارکسیست جامعه هستند و و سوم به دلیل ساختار جامعه ایران که فاقد طبقات اجتماعی شکل یافته و در نتیجه فاقد سازمانهای متعلق به این طبقات است که بتوان روی شانه این سازمانها جریانات سیاسی را شکل داد و این جریانات سیاسی بدین ترتیب دارای یک قدرت واقعی در درون جامعه باشند. اگرچه پاره ای تغییرات در درون جامعه ایران بخصوص در دو دهه گذشته به نفع قدرت گرفتن صنعتگران و اقشار متوسط شهری جریان یافته است ولی تبدیل این تغییرات به سازماندهی جدید جامعه ایران امری است که در یک دوره نیازمند حاکمیت نظام حکومتی است که آگاهانه در جهت دموکراسی گام بردارد و بکوشد تا از قدرت چند هزار ساله حکومت در این کشور بکاهد. تجویز قدرت مداری دولت در این مملکت مصداق سرود یاد مستان دادن است و امری است که احتیاج به توصیه ندارد و قرن ها است که حکومت و به طور اخص دولت در این مملکت تمام منابع جامعه را در اختیار داشته است و با پیدایش نفت این امر تشدید شده است.
3- مدل فروپاشی یا تغییر یکپارچه نظام حکومتی – در دو دهه گذشته در پاره ای از حکومت های اقتدارگرا که برای عبور به دموکراسی نتوانستند به اصلاح و تغییر شکل حکومت تن دهند همچنین امکان تولد گروه مخالف نیرومند و مدل جابجایی قدرت را هم نگذاشتند، به وادی سوم یعنی مدل فروپاشی یا تغییر یکپارچه نظام حکومتی وارد شدند، در این مدل معمولا بسیج توده وار و مقاومت مدنی اقشار مختلف مردم، حکومت را در نقطه ای قرار می دهد که حاصل آن تغییر یکپارچه حکومت است. امروزه این امر با بسیج امکانات بین المللی برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر تسهیل نیز شده است.
حکومت فعلی ایران تنها راه حل سوم را پیش پای ملت گذاشته است.
4- با توجه به مطالب مطروحه در بالا کشور چاره ای جز دموکراسی ندارد و برای عبور از اقتدارگرایی به دموکراسی هم تنها راه حل بسیج مردم برای تغییر قانون اساسی و سیاستهای کلان نظام در یک رفراندوم زیر نظر سازمانهای بین المللی است. ابزار فشار مردم برای تحقق این خواسته ها هم مقاومت مدنی و حتی المقدور غیر خشونت آمیز است چرا که ورود به وادی خشونت طلبی سلسله حوادثی شکل خواهد داد که انتهای آن ممکن است تغییرات اساسی باشد اما شانس تولد دموکراسی در آن اندک است و امکان تولد مجدد اقتدارگرایی در این بیشتر است.
بر این اساس تنها انتخاباتی که می توان مردم را به شرکت در آن دعوت کرد، رفراندوم قانون اساسی و رهبری زیر نظر سازمان ملل است و لاغیر. برگزاری هر نوع انتخابات در چهارچوب های فعلی ضمن بی حاصل بودن نتیجه آن و دامن زدن به اتلاف وقت و انرژی ملی که در این چند ساله دائما اتفاق افتاده ( و آخرین آنها هم در همین تأئید صلاحیت کاندیداهای مجلس هفتم تکرار شد) در خدمت مشروعیت بخشی به وضع فعلی است. امری که خود حاکمین هم دائما از آن دم می زنند و هر نوع شرکت مردم در هر انتخابات را تأئید ساختار فعلی نظام و مسئولین آن اعلام می کنند. در حالیکه درست برعکس، در شرایط فعلی نیازمند اعلام رای «نه» به وضعیت فعلی و مشروعیت ستانی از قانون اساسی کنونی و مسئولین برآمده از آن هستیم. رأی ندادن مردم و در واقع مقاومت منفی آنان یکی از کم هزینه ترین و بهترین روش های مقاومت مدنی است که می تواند به شکل یک رای «نه» به قانون اساسی و ساختار فعلی کشور و مسئولین برآمده از آن قلمداد شود.
محمد محسن سازگارا
ما راي نمي دهيم
تا ساعاتي ديگر سرگذشت سياسي ايران وارد دوراني ديگر از تاريخ خود مي شود. رهبري نظام سياسي كشور تمام حيثيت خود را پاي بازي قماريك گروه سياسي گذاشته است كه سرآمد تاريخي شان با بي تدبيري و بي لياقتي و لجاجت برسرحفظ قدرت به سرآمده است. چشم نگران مردمي كه سالها رنج كشيدند و تحقير و اهانت را تحمل كردند، به صندوق هاي سفيدي دوخته شده است كه كفن پوشيده و دهان گشوده اند تا ته مانده اعتبار و حيثيت يك ملت را ببلعند. انتخابات مجلس كه قرار بود به تعبير رهبر انقلاب 57 عصاره فضائل يك ملت باشد، با حذف غيرقانوني نامزدهايي كه صلاحيت رذالت نداشتند، آماده گزينش عقب مانده هاي سياسي است. نامزدهايي كه به زور نگهبانان دكان دونبش خشونت بي اخلاق و اخلاق خشونتمدار، ميروند تا خانه ملت را نه به عصاره فضائل يك ملت كه پيشكش عصاره رذائل ملت كنند.
February 19, 2004 4:39 AMآنكه خفته است را به نجوايي يا نه به سخني و اگر گوش سنگين باشد به بانگي مي توان بيدار كرد، اما با آنكه خود را به خواب زده چه مي شود كرد؟ سالها اين ملت نجواي خود را براي عدالت و آزادي به گوش رهبران كشور خواندند و خوابزده را ميل به بيداري نبود، سالهاست كه سخن از اصلاحات رفت و رهبران خوابزده كشور را ميلي به شنيدن آنچه مصلحت يك ملت و يك كشور است بود، سالهاست كه فرياد را نيز خط قرمز كشيدند و گلو را شايسته گريستن و ناليدن دانستند و نه بايسته گفتن و فرياد كشيدن. رهبران كشور مي خواهند، مي طلبند، دعوت مي كنند تا مردمي كه نرمي و مدارا را دوست مي دارند، رودرروي آنان بايستند و به جاي سنت زيباي مردمسالاري، روي پرروترين و دهان دريده ترين حافظان گذشته را كم كنند. تا ساعاتي ديگر سرنوشت يك ملت درگرو شعور و دانايي ملت بزرگي قرار خواهد گرفت كه تحقير را برنمي تابند و اهانت را به شعور و انتخاب خويش نمي پسندند. انتخاباتي كه مي شد رقابت يك اكثريت مردمي و آزاديخواه با اقليتي اصولگرا باشد، با فرمان رهبري كشور تبديل به مسابقه اسب هاي لنگي شده است كه بيست سال است ميدان انقلاب را دور مي زنند و دور مي زنند و دور مي زنند و باز به همانجا مي رسند كه بودند.
آن روح سركش مرموز كه خاتمي را خاتمه دوران خشم و خشونت ديد و خنديدن را در مقايسه با گريستن برگزيد، آن روح سركش و مرموزكه يك ملت را واداشت تا با هرگونه اسلحه اي وداع كند و قلم را براي دفاع از حيثيت خويش برگزيند و در انتخابات مجلس ششم حافظان مصلحت نظام را به بايگاني راكد تاريخ رهسپار كند، آن روح سركش مرموز كه وقتي رهبران كشور خيابانهاي شهر را از دست ملت گرفتند، كاري كرد كه رهبران كشور حتي درخانه خويش نيز حاكم مطلق نباشند، آن روح سركش مرموز كه در هياهوي صدا و سيماي ابتذال و دروغ حكومت، صدا و سيماي واقعي ملت خود را به تمام جهان نشان داد، آن روح سركش و مرموز كه وقتي رهبرانش چفيه جنگ پوشيدند از تالار صلح نوبل سردرآورد، آن روح سركش مرموز..... تا ساعاتي ديگر بازهم بايد معجزه اي ديگر بيافريند. معجزه ما اين بار فرياد نيست، صدايي نمي كنيم، طوفان راه نمي افتد و رعد و برق نمي زند... ما ساكت مي مانيم، آرام مي نشينيم، به خيابان نمي رويم تا شكار دوربين هاي هرزه تلويزيون نشويم، و از پشت پنجره هاي خانه چشم به پيرمرد بيماري مي دوزيم كه در حال شيمي درماني است و مي خواهد با جان كندنش ما را نيز جان به سر كند. پيرمرد سالها به ما ستم كرده است و در خانه و خيابان خفه مان كرده است . منتظر است تا به سلامت و در ميان استقبال خويشانش از بيمارستان مرخص شود تا دوباره جانمان را بگيرد. رهبران كشور قول داده اند كه ملت ايران با حضور يكپارچه خود توي دهان دشمنان خواهند زد. تا ساعاتي ديگر هستيم و نگاه مي كنيم و ساكت مي مانيم و مي شنويم كه ملت ايران روي چه كسي را كم مي كند و توي دهان چه كساني مي زند. اين بار ديگر بيتوته كردن و سفر مشهد و متوسل شدن به امام رضا هم مشكلي را حل نمي كند. هرچه باشد امام رضا هم ساكن خاك ايران است.
فردا را فراموش نكنيم. اين روز در تاريخ ثبت خواهد شد، اگر بخواهيم و روزهاي تحقير يك ملت را فراموش نكنيم.
ابراهيم نبوي
30 بهمن 1382
در انتخابات شرکت نمی کنیم
به نام خدا
چرا ما در انتخابات مجلس هفتم شركت نميكنيم؟
مردم آگاه ايران
انتخابات مجلس هفتم به دو دليل موجه، توجه و حساسيت بسياري از متفكران و فعالان سياسي كشور را برانگيخت. نخست آنكه انتخابات به عنوان مهمترين ابزار دموكراسي و كارآمدترين سازوكار تحقق اراده مردم، فينفسه داراي اهميت است و توجه به آن نشان از دغدغههاي دموكراتيك دارد. دوم آنكه فرايند طي شده براي برگزاري انتخابات مجلس هفتم و پيامدهايي كه عملكرد مجلس برآمده از اين انتخابات ميتواند در ارتباط با سرنوشت سياسي كشور و نظام و موقعيتهاي داخلي و بينالمللي آن داشته باشد، اين انتخابات را ويژگي متمايزي بخشيده است. از اين رو، ما امضاكنندگان زير لازم ميدانيم كه با ارائه برخي از ديدگاههايمان در اين زمينه، دلايل عدم شركتمان را در انتخابات مجلس هفتم براي شما مردم آگاه ايران توضيح دهيم، به اين اميد كه گفتگوي صريح و آشكار با مردم بتواند به ارتقاي سطح فرهنگ سياسي در كشور و تلاشهاي جمعي سنجيده و مبتني بر آگاهي عمومي ياري رساند.
01 ما باور داريم كه رأي دادن مردم به ”جمهوري اسلامي“ و ”قانون اساسي“ آن، رأي دادن به ”روح جمهوريت“ و تلفيقپذيري آن با اسلاميت بوده كه آشكارا در اصول بنيادين قانون اساسي و در مفهوم جهانشمول جمهوري منعكس شده است. اگر قايل شدن ”حق ويژه سياسي“ براي برخي از افراد و ”اداره قيم مآبانه امور سياسي “ مورد پذيرش مردم مي بود، هيچگاه عليه نظام شاهنشاهي انقلاب نميكردند و به تغيير آن حكم نميدادند. انتخاب جمهوريت از جانب مردم ايران، به معناي خروج از صغارت سياسي و رسيدن به بلوغ انتخاب است.
مفهوم و معناي واژه ”جمهوريت“ هم در بيان آشكار بنيانگذار نظام و هم در عرف بكاربرندگان آن روشن و خالي از ابهام است و با هيچ بازي زباني و ترفند نظري نميتوان مفهوم جهاني جمهوريت را از اصالت انداخت و آن را تابع قرائت طالباني از اسلام كرد. اين مفهوم عبارت است از پذيرش حق حاكميت براي همه شهروندان بالغ، برابري سياسي همه شهروندان و حكومت اكثريت در موارد اختلافنظر ميان شهروندان، با رعايت حقوق اقليت. سيري كه در سالهاي اخير براي تبديل جمهوري به ديكتاتوري اقليت طي شده است، در تضاد با روح جمهوريت و در راستاي استحاله آن بوده است. دفاع از جمهوريت به معناي وفاداري به آرمانهاي انقلاب اسلامي و همبستگي با روح نظام و قانون اساسي آن است. امروز مخالفان جمهوريت نظام در هر رده و سطحي، در حكم براندازان واقعي جمهوري اسلامي هستند.
02 اهميت انتخابات به عنوان نشانه و سازوكار دموكراسي بر هيچ فرد آگاهي پوشيده نيست. اما آيا صرف وجود صندوقهاي رأي و امكان حضور مردم در پاي آنها، براي تحقق دموكراسي كافي است؟ ملت ما به خاطر دارد كه در طول پنجاه سال ديكتاتوري و استبداد حكومت پهلوي، هميشه انتخابات صوري برگزار ميشد و عدهاي به عنوان نمايندگان مردم از صندوقهاي راي بيرون ميآمدند. اما هيچگاه ملت ما آن نمايشهاي انتخاباتي را جدي نگرفت و آنها را نشانه وجود دموكراسي تلقي نكرد. تنها در چند مقطع كوتاه و هنگامي كه امكان حضور منتقدان قدرت در مجلس فراهم شد، ملت انتخابات را مورد توجه قرار داد و آن را به عنوان راهي براي احقاق حقوق خويش به رسميت شناخت. آنچه به انتخابات اهميت ميبخشد صرف نمايش رأي دادن نيست، بلكه زمينهها و شرايط رأي دادن از يك سو و نتايج آن از سوي ديگر است.
03 شرايط و روند برگزاري انتخابات مجلس هفتم نه آزاد، نه قانوني و نه عادلانه است. اين انتخابات از اين جهت آزاد نيست كه سليقهها و ديدگاههاي مختلف فكري- سياسي، امكان حضور در رقابتهاي انتخاباتي را ندارند. روشن است كه ما آزادي آرماني را در نظر نداريم، چون رسيدن به چنين آزادي خود از اهداف اصلاحات است. اما حتي در حد ظرفيتهاي تحقق يافته ساختار سياسي موجود نيز اين انتخابات غيرآزاد تلقي ميشود.
قانوني نبودن انتخابات بدين دليل است كه حقوق انساني و طبيعي بخشي از شهروندان براي انتخاب شدن از آنها سلب شده است و آنان بدون آنكه در يك محاكمه منصفانه و توسط قاضي صلاحيت داري محكوم شده باشند، از طريق سلب حقوق مجازات شدهاند. رد صلاحيت بخشي از شهروندان بدون ارائه دلايل و مستندات قانوني، مجازاتي است كه بدون طيشدن روال مشخص قانوني صورت گرفته است. همچنين، رد صلاحيت بدون دليل نمايندگان ملت در مجلس ششم، توهين و مجازات غيرمستقيم شهرونداني است كه در دوره قبل به آنان رأي داده و ايشان را به نمايندگي خويش برگزيدهاند.
عادلانه نبودن انتخابات نيز به آن علت است كه از امكانات متعلق به عموم، عليه بخشي از جامعه و به سود بخش ديگر و براي توهين، تخريب و اعمال فشار بر شهروندان بهره گرفته شده است.
شركت در انتخابات غيرآزاد، غيرقانوني و غيرعادلانه منجر به تشكيل مجلس فرمايشي چه توجيه اخلاقي و سياسي خواهد داشت؟ انتخاباتي كه در آن امكان انتخاب آزاد و بدون محدوديت قانوني وجود ندارد بيشتر به يك شوخي ميماند. پس از حذف رقباي اصلي و شناخته شده محافظه كاران و تنها به استناد وجود چند نامزد بيشتر از تعداد لازم در هر حوزه ـ كه عمدتاً ناشناس هستند ـ نميتوان از امكان انتخاب آزاد سخن گفت. امكان انتخاب وقتي ايجاد ميشود كه همه نامزدهاي داراي ديدگاهها و الگوهاي رفتاري متفاوت در شرايط برابر با يكديگر رقابت داشته باشند و تكثر و تعدد به معناي واقعي تحقق يابد.
04 به تصريح رؤساي دو قوه انتخابي كشور، انتخابات مجلس هفتم بر اساس ”حكم حكومتي“ برگزار ميشود. معناي اين سخن آن است كه روال جاري امور و روند عادي و قانوني كارها با بنبست و دشواري مواجه بوده و دستور مقام رهبري مبناي برگزاري اين انتخابات شده است. به اين ترتيب، اولاً بايد ديد كه حكم حكومتي چه مبنايي در قانون اساسي دارد. ثانيا چه جرياني فرآيند قانوني و عادي امور را دچار اختلال كرده و چرا به چنين اقدامي دست زده است؟ ثالثا برگزاري انتخابات برمبناي حكم حكومتي، مسئوليت مقدمات و پيامدهاي برگزاري چنين انتخاباتي را بر عهده شخص صادر كننده حكم قرار ميدهد.
05با توجه به نكات پيشگفته، روشن است كه ما از نظر اخلاقي و به خاطر تعهدي كه نسبت به سازوكارهاي قانوني و دموكراتيك و احقاق حقوق مردم داريم، خود را مجاز به شركت در اين انتخابات نميدانيم.
به سخن روشن با آنكه مشخص بود كه غيرمؤثر بودن نهادهاي انتخابي و كنترل آنها توسط نهادهاي انتصابي ـ كه به همين منظور تجهيز شدهاند ـ به مفيد بودن مشاركت در انتخابات ضربات جدي وارد ميسازد، ما خود را موظف به شركت در يك انتخابات آزاد و عادلانه ميدانستيم و علاقهمند به مشاركت فعال در آن بوديم. ولي با روندي كه در حذف گسترده نامزدها طي شده است، حقوق مردم آشكارا و با سماجت پايمال گرديده است و بهويژه در شهرهاي بزرگ، حداقل شرايط لازم براي برگزاري انتخابات منصفانه و مردمي فراهم نيست. از اين رو شركت در انتخابات مجلس هفتم را به زيان منافع ملي و روند دموكراسيخواهي ارزيابي ميكنيم. البته ما اميدواريم و انتظار داريم كه دست كم در مرحله خواندن و شمارش آرا، ارادههاي فراقانوني دخالت نكند و حداقل امانتداري در اين مورد تحقق يابد. به همين علت، ما از دولت آقاي خاتمي قوياً خواستاريم كه در برابر همه اشكال احتمالي تقلب در رأيگيري و شمارش آرا ـ كه موجب نگرانيهاي جدي شده است ـ به سختي مقاومت نمايند و اگر نميتوانند به وظيفه خود در اين مورد عمل كنند، با اتخاذ رويكردي شفاف، همه مشكلات و موانع را صادقانه و صميمانه با ملت در ميان گذارند.
06 انتخابات مجلس هفتم فرصت خوبي براي فعالان جبهه اصلاحات است كه نشان دهند با چه هدفي به جنبش مردمسالاري خواهي پيوستهاند. آيا هدفشان حفظ و كسب قدرت بوده است يا دموكراتيك كردن قدرت ؟ در واقع اين انتخابات نه تنها براي اقتدارگرايان بلكه براي اصلاح طلبان نيز بوته آزمايش به شمار ميرود.
تاكيد ميكنيم برگزار شدن انتخابات واقعي و شركت در آن از حقوق مسلم مردم است، آنان اختيار دارند كه از اين حق استفاده كنند يا نكنند. ما خودداري از شركت در انتخابات غير آزاد و ناعادلانه را از مؤثرترين اشكال مبارزه و مقاومت در برابر كودتاي پارلماني اقتدارگرايان ميدانيم، و معتقديم كه مردم هشيار و زيرك ما در هر نقطهاي از كشور كه امكان تحقق اشكال ديگر مقاومت را ملاحظه كنند، به تشخيص خود عمل خواهند كرد.
07 تلاش براي تراشيدن دشمنان موهوم و ترساندن مردم از آنها، يا متهم كردن كساني كه از شركت در انتخابات خودداري ميكنند به همسوئي با دشمنان و بيگانگان، روشهاي تكراري و ناكارآمدي است كه تنها آب به آسياب گروههايي مي ريزد كه منافع خويش را در زوال بنيانهاي كشور ما مي بينند. عملكرد خلاف قانون اقتدارگرايان و برگزاري انتخابات فرمايشي باعث تعميق شكاف بين ملت و دولت و تجري بيگانگان براي مداخله در امور داخلي كشور گرديده است نه اعتراض قانوني فعالان سياسي ـ مطبوعاتي و دانشگاهي كه به وظيفه ملي، اجتماعي و ديني خود عمل مينمايند. مردم آگاه ما به خوبي ميتوانند از فراز جنجالها و تبليغات رايج، راه خود را بيابند و تكليفشان را با انتخاباتي غيرآزاد، غيرعادلانه و غيرقانوني روشن كنند.
به اميد ايراني آزاد، آباد و سرافراز
آقاجري زهره – آقاجري هاشم - آقايي ساسان - آقايي مسعود - آزادي اسماعيل - آزادي محمد - آذرافزا مرضيه - آصفي حميد - آملي مقدم ناصر - ابك حميدرضا - ابوذريعباس - احراري حميد – احمدي نعمت - احمدي امويي بهمن - اربابي حسن - ارغندهپور كريم – استادان عباس – اسلامي يدالله - اسماعيلي حميد امين - اشرفي مرتضي - اشفاق مرتضي - افصحي علي- افصحي سعيد - اقتداري جلال - اكبري محمدعلي - اكبرزاده اعظم - اكبرزادگان عليرضا - اكبرين محمدجواد - اكرمي علي - اميراحمدي محمود - اميني اسدالله – اوصيا بهمن - ايزدي حسن - ايزدي مصطفي- بازرگاني كمالالدين - باستاني حسين - باقي عمادالدين - بختيارنژاد پروينه - بديعي مجتبي - بديعزادگان اكبر - برهاني رحمتالله - بازرگان ابوالفضل - بازرگان عبدالعلي - بازرگان فرشته - بازرگان محمد نويد - بستهنگار محمد - بلوري محمد -بني اسدي محمد حسين - بنييعقوب ژيلا - بهزادي محمد - بهفروزي محمد - بيطرف صفا - بيات محمدتقي - پايا حسين - پايا علي - پدرام مسعود - پهلوان نصير آرش - پوراستاد وحيد - پوراظهري عباس - پورثاني محسن علي - پورعزيزي سعيد - پويان رضا – پيشبين محمود - پيشبين صفر - پيران پرويز – پيمان حبيبالله - پيمان مجيد - تاجزاده سيد مصطفي - تابش وفا - تاجيك عبدالرضا - تاجيك فتح الله - تنها مصطفي - تهراني رضا - تهوري محمد - توسلي سارا - توسلي عبدالله - توسلي غلامعباس - توسلي محمد - توسلي محمدرضا - توكل خالد - توكل محمد - تولائي مجيد - جابري مجيد - جعفرزاده افشين - جلائي پور حميدرضا - جمشيدي ايرج - جمشيدي فريده - جمال الديني سيدحميد - جهانگيري عليمحمد - حاجي رضا - حافظي بهمن - حجاريان سعيد - حجازي طه - حريري حسين - حسيني سيدحسن - حقپناه بهزاد - حكمت علي - حكيمي ابوالفضل - حكيمي عبدالكريم - حكيمي مجيد - حمسي محمدرضا - خائف جعفر - خدابخش علي - خرم امير - خضوعي حشمتالله – خليلنيا محمد - خوش چهره جلال - خوش محمدي اسماعيل - خيرانديش هوشنگ - دادخواه سيدمحمدعلي - دادفر رسول - دانشيان محمدمهدي - درايتي مصطفي - دردكشان محمود - درودي سعيد - دروديان محمدحسين - دفتري پرويندخت - دلآسايي محمود - دهقان نژاد عباس - دواني مصيب - ديهيمي خشايار - داودي مهاجر فريبا - درخشندي خيرا... - ذوالفقاري حسين - ذهبيون مسعود – رباني محمدصادق - رجائيان محمدجواد - رجايي عليرضا - رشتيان سعيد - رضائي احد - رضائي اصغر- رضائي بيوك- رضائي عبدالعلي- رضائي محمد - رضاخاني بهمن - رضويفقيه سعيد - رعيتي مهدي - رفيعزاده شهرام - رفيعي حسين - رهنما مهدي - روح محمدجواد - روستايي فرزانه – رئيس طوسي رضا - زاهد فياض - زرافشان حسن - زرهساز جمال - زمان مريم - زمان حسين - زماني محمد ابراهيم - زندينيا پرويز - زيدآبادي احمد - زهدي محمدرضا - ساريخاني عليرضا - ساعي احمد - ستوده نسرين - سجادي داريوش - سحابي عزتالله - سحابي فريدون – سحابي منصور- سحابي هاله - سحرخيز عيسي - سرچمي محمد - سروش عبدالكريم - سرداري محمدرضا – سعيدي سعيده- سعيدي فريدون - سعيديانفر جعفر - سلطاني ابراهيم - سلطاني عبدالفتاح - سمتي هادي - سيدزاده سيدرضا - سيفزاده سيدمحمد - سينائي وحيد - شاددل بصير محمود - شاكري ابراهيم - شامخي تقي - شاملو علي - شانه چي محمد - شاهحسيني حسين – شجاعي صمد- شجاعي مسعود - شريعتي سعيد – شريف محمد - شكري كاظم – شمبوري اللهوردي- شمسالواعظين ماشاءالله - شهامت دار احمد - صابر فيروزه - صارمي محمود - صالحآبادي علي - صباغيان هاشم- صدر حاجسيدجوادي احمد - صدر رضا - صراف مهدي – صفا محمدپيشه - صفائيفرد عباس - صلواتي فضلالله – صميمي رضا - صميمي كيوان - ضرغامي علي اشرف - ضرغامي فريدون - طالقاني اعظم - طالقاني حسام - طالقاني طاهره - طالقاني نرگس - طاهري اكبر - طاهري فرهاد - طاهري محمد - عباس زادگان سيد جعفر - عبادي فاخر - عربزاده حسن - عربسرخي فيضالله - عزتزاده حسين - عطوفت روئين - علوي شهين - علويتبار عليرضا - عليزاده طباطبائي محمود - عمراني محمود - عموزاده خليلي فريدون - غروي علياصغر - غروي عليرضا - غفارزاده سعيد - غفاري مسعود - غفراني علي - غني مهدي - فاضل ميبدي محمدتقي - فتورهچي نادر - فراهاني مجيد - فرزدي غفار - فريد اعلم حسن - فلاح مرتضي - قابل احمد - قابل هادي - قدياني ابوالفضل - قشقايي خسرو - قشقايي ماهرو - قليزاده رحمانقلي - قنديزاده عبدالمجيد - قهاري نظامالدين - قهرماني مصطفي - قياسي حجهالله - كارگشا رحمان - كاظميان مرتضي - كديور محسن - كديور منوچهر - كمالي احمدسرايي فاطمه - كميليان ناصر - كميجاني فرج - كهزادي پروين - كوثري يعقوب - گلابي جعفر - گلافزا بيژن - گوارايي فاطمه - لدني مسعود - ليلاز سعيد - مؤمني محمود - متقي محمد تقي - مجردي زهرا - محققي محسن - محتشميپور فخرالسادات - ماشيني فريده - محمدي اردهالي احمد - محمدي اردهالي محمد - محمدي داود - محمدي نرگس - مدني سعيد - مدني علي – مديحي ماشاءالله - مدرسي فريد - مرتاضي لنگرودي مرضيه - مسكين مصطفي - مسموعي رضا – مصباح ضياء - مصطفوي ليلا - مصطفوي مصطفي - مصلحي عباس - مظفر محمدجواد - معينفر علياكبر - مفيدي بدرالسادات - مقدم مرتضي - ملتي فهيمه – ملكي محمد - مميزي هرمز - منتجبي اكبر - منتظري احمد - منتظري سعيد - منصوريان خسرو - مهرگان كيوان – موسويسعادتلو سيدرضا- مولايي يوسف - ميرابراهيمي روزبه - ميرخاني امير - ميرزاده وحيد - ميرزايي الله كرم - ميرشمسشهشهاني ابوالفضل – موسويخوئيني سوسن – ناصرگيوهچي فرشته - نراقي حسن - نعيمپور محمود - نكوروح محمود - نكوفر امير - نوحي سيدحميد - نوحي سيد مجيد - نوربخش فخرالسادات - نوربخش منوچهر - هاديان ناصر - هندي عليرضا - هوشمند احسان - هوشمند رضوي مسعود - واعظ عبايي مهدي - وفايي حسن - وفايي حسين - والي اكبر - وحيد دستجردي حميد - ورپايي رسول - وليبيك جليل - ويسي مراد - ياوري رحيم - يحيايي عليفريد - يزدي ابراهيم
February 19, 2004 3:28 AM« به نام خدا »
جنبش اجتماعي مردم ايران سرافراز از يک قرن فعاليت خستگي ناپذير بااتکاء به پشتوانه گران سنگ و ارزشمند تاريخي خويش در حالي به مرحله نوين مبارزه و تلاش گام ميگذارد که ناخرسند از پايمال شدن پتانسيلهاي ملي و سرمايههاي اجتماعي در پاي برنامه عقيم و محکوم به شکست اصلاحات حکومتي (پروژه دوم خرداد)، طلوع آفتاب اميد خود را در افق اصلاح از بيرون و تغييرات ابعاد حقيقي و حقوقي ساختار قدرت جستجو ميکند.
گسترش فقر، فحشا و فساد، تشديد روزافزون شکاف طبقاتي، رشد بيکاري و عدم اشتغال فزاينده، رشد ملموس ناهنجاريهاي اجتماعي، اعتياد و جرائم، کاهش نرخ اميد به آينده در مردم، مهاجرت بيبازگشت نخبگان و فرار مغزها، قرباني شدن مذهب در پاي برخوردهاي سياسي، سست شدن پايههاي اخلاق ومعنويت و انسانيت در مناسبات اجتماعي، انسداد سياسي، ناديده گرفتن حرمت و کرامت انساني شهروندان در حوزه خصوصي و اجتماعي و نقض گسترده حقوق بشر و آزاديهاي مدني، بي تاثير بودن خواست و اراده ملت در ادراه امور، آئينه تمام نماي ناتواني و استيصال حاکميت و عدم کارآمدي ساختار اداري و اقتصادي و سياسي حاکم در حل مسائل و مشکلات اساسي کشور در حوزههاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي است.
علاوه بر اين، لجاجت و ديرپايي محافظه کاران بعنوان فرادستان ساختار حکومت جمهوري اسلامي در حفظ پايگاههاي خود حتي به قيمت ذبح منافع ملي در پاي امتيازات خارجي، ايستادگي در مقابل تحقق مطالبات مردم و تحولات حقيقي، تعطيلي جمهوريت نظام، تعرض و تجاوز به حقوق شهروندان، سلب آزادي و ممانعت از فعاليت دگرانديشان، سرکوب امنيتي و قضايي ديدگاههاي مخالف و منتقد و انسداد در قانونگذاري ومحدود کردن دامنة انتخاب مردم از يک سوو ناتواني اصلاح طلبان حکومتي بعنوان فرودستان ساختار قدرت (به رغم برخورداري از حمايت تمام و کمال مردم و فعالين جامعة مدني)، عدم شايستگي و تناسب جبهه دوم خرداد و به ويژه شخص رئيس جمهور در رهبري جنبش اجتماعي، ناتواني تاکتيک حاکميت دوگانه و فشار از پايين و چانه زني از بالا در گسترش فرآيند دموکراتيزاسيون و تعارضات و تنگناهاي ساختاري قانون اساسي از سوي ديگر جايي براي فعاليتهاي پارلمانتاريستي و تداوم راهبرد اصلاح از درون و صرف سرمايههاي اجتماعي مردم در پاي حاکميت از طريق شرکت در انتخابات باقي نميگذارد.
امروز برآناني که برغم تمامي موانع پيش رو و نبود چشم انداز اميدوار کننده، پاي به عرصه کانديداتوري و تبليغ مشارکت در انتخابات اعم از مشروط و نامشروط گذاشتند، با رد صلاحيتهاي گسترده غيرقانوني صورت گرفته وپافشاري شوراي نگهبان در تبديل انتخابات به انتصابات، به خوبي روشن شده است که رويکرد پارلمانتاريستي در ساختار کنوني، نه تنها دربهاي آزادي، مردم سالاري و توسعه را به روي مردم نمي گشايد بلکه با مشروعيت بخشي به حاکميت اقتدارگرا و تقويت برخوردهاي سرکوبگرانه و تحديدکننده آن، فرايند تحقق مطالبات مردم را بيشتر به بند خواهد کشيد و استعفاي 125 نماينده مجلس خود مؤيد ناکارآمدي اين رويکرد در ساختار متصلب فعلي ميباشد.
بنابراين دو راهي تاريخي پيش رو در انتخابات مجلس هفتم ميدان خوبي براي شناخت همراهان واقعي مردم ميباشد که در آن ديگر جايي براي بندبازي و ماهيت دوزيستي وجود ندارد و کنشگران سياسي با انتخاب بين مردم و قدرت سرنوشت و جايگاه آينده خود را در جنبش اجتماعي ايران و افکار عمومي تعيين خواهند نمود.
لذا ما امضاکنندگان اين نامه در چنين شرايطي، سياست عدم شرکت در انتخابات و امتناع از راي را بهترين گزينه ارزيابي ميکنيم تا با مشروعيت ستاني از حاکميت، زمينههاي تسليم و تمکين آن در برابر خواست مردم فراهم گردد.
بدين ترتيب از تمامي هموطنان درخواست ميکنيم تا با تحريم انتخابات ضمن صيانت از حق حاکميت و راي خود فرآيند گذار مسالمت آميز به دموکراسي حقيقي، را با سازماندهي جديد جنبش اجتماعي در يافتن راهبرد مناسب و شناخت نمايندگان واقعي و رهبري شايسته خود سرعت بخشند و روحي تازه در کالبد جامعه بدمند. ميزان مشارکت مردم در انتخابات آينده آزمون قطعيت بخش و نهايي تعيين کننده ميزان مشروعيت، مقبوليت براي حاکميت و نمايانگر امکان اصلاح پذيري آن در نظر مردم و شاخصي براي اعتبار مردمي قانون اساسي فعلي در حل منازعات و پيشبرد خواست ملي ومحکي براي سنجش کارآمدي راهبرد اصلاح از درون حاکميت خواهد بود.
والسلام
آقازاده بهرام ،آقازاده علي ،آهنگرزاده نغمه ،ابراهيمگل علي ،احساني نيلوفر،احمدي حسن ،احمدي فرح ،احمدي نژاد هژير، احمديان ماجد، احمدينيا مينا،اسدپور آتيه، اسكندري نسرين، اسلامي وحيد، اسماييلي جابر ، اصلاني عباس ، افضلآبادي سوسن، امامي معراج، اميدفرد مسعود ،انصاري رضا،ايزدي جواد ،بابادي آذر ،بابايي مهدي،باربد مازيار، باستاني مسعود،بحريني عابد ،بزرگي وحيد،بلادي داريوش ،بوستاني رقيه ،بهروزي پانتآ ،بيدي وحيد، پايا فريبرز ،پريزاد علي ،پيرمرزآباذ نويد ،جباري پويان ،جباري سامان ،جزايري دنيا ،،جمالي حسام ،جمالي سروش ،جواهري حسين ،حاتمي حسن ،حاجيعلياصغري بيتا،حبيبي ندا، حزيني پوين ،حسيني حجت ،حسيني سيدحسين ،حمزهلويي كورش ،حيدري مارال ،،حيدري مرتضي،حيدرينژاد محمد ،دارابي اسماعيل،دانش سپنتا ،دايي حسين ،دايي مهرداد،دروديان محسن،دوروديان سامان ،دهقان پيمان ،دهقان مجيد ،دهقان مهسا ،ذوالقدر حسين، رادمهر بابك ،رجايي كورش ،رحماني علي ،رحيمزاده صادق ،رخيده آرمان ،رسولي مهدي ،رسوليان نسيم ،رفعتپور آرمين ،رفيعي اسماعيل ،رنگرز حسن ،رنگرز مهدي ،،رييسي نژاد رضا ،زارع عليدوست نفيسه ،زماني ابوذر ،زماني اعظم ،زنگنه حسنعلي ،ساساني بابك ،سبحاني سميرا ،سرشار گيتا،سرشار مونا،سرشار مونا ،سعادتي روزبه،سليماني حسين ،سليماني حميد،سليمي يعقوب ،سميعنيا حديث ،سنايي روشنك ،سنايي سوسن ،سياوشيان ساناز ،سيدين آرمين ،سيدين عباس ،سيفزاده محدرضا،شاكري آرش ،،شالگوني عباس ،شاهصنمي عليرضاشريف نادر ،شريف ناصر ،شريفي قاسم ،شسايي مازيار ،شفاهي نصير،شمس حميد،شهبازي سپيده،شهسواري علي ،شيرزادي مسعوده ،صادقينو معصومه ،صارمي روزبه ،صديقين يوسف ،صفدر موحد،صفدري زهره ،طباطبايي سيدمصطفي ،عابديني عاطفه ،عبدالحسني خشايار،عبدي ميثم ،عطاري زكريا،عليجاني محمداسماعيل ،غضنفري عابد ،غفاري امير،غفاري عليرضا،فاطمي كيارش ،فرهاديان سروش ،فريدوني اسماييل ،فريدوني كشواد،فضلي آيدا،فلاحپور دامون ،قاسمي جواد ،قاسمي ،مرضيه قشمي سعيد،كارگر نصير ،كاظمي كيارش ،كاظميان ليلا،كاكاوند حسين ،كرمي وحيد ،كريمي فرد حسين ،كريميان بهنام ،گلرخ ليلا ،گلشني عاطفه ،گودرزي نادر ،ماندنيپور حيد ،متقي افشين ،محمدزاده آرش ،محمدي رامبد،محمديگرگاني محسن ،محمودي بهزاد ،مختاري حميده ،مدني سعيده ،مدني ياسر،مرادي مرضيه ،مرادي مزدك ،مرداي چنگيز ،مظفري خليل ،معاشري محدثه ،معتمدي ابوذر ،معصومي آرش،معصومي رضا،معصومي سوده،معصومي ياسر،مفيدي محمدرضا ،مفيدي مهدي،مقدسي سعيد،ملاعزيزمحمدي آمنه ،ملاقلي پور غلام ،ملك گلناز،لكي عمار، کاوه اهوازي ، سيدمحمدرضا بندري ، علي پاکوان شيرازي ، عباس پاينده ، کريم جلاليوند ، حسين شيخي ، جواد زنجاني ، مهدي مهابادي ، مهبوي ايمان ،مهرگان عليرضا ،نوبخت مجيد ،ويسآبادي ميثم ،هاشم باروتيان ،يزداني پريسا ،يزداني محسن ،يعقوبي رويين ،يكتاپرست داراب ،يكتايي دامون ،يوسفي حامد ، مرتضي برشجان، امير اسحاقي، نيما ربيعي، امير بهروزيان، محمد صحرايي، روح الله محي الديني، احسان خاكبازان،عباس رهنما، نجارزاده، فرشيدفر،زيدوني علي ،حياتي حسين ،كريمي ،پژمان، مجيدي بهرام ،افرازي زاده شمس الله،مصطفي صداقت جو،پوريا براتيان،مجيد لگزيان، ميثم اماني،مجيد لگزيان،کاظم حسين زاده،قاسم عطايي عظيمي، عبدالرحمن نادري،سعيد مصطفايي،سارا راهدار،مير صادق محمدي، سمانه محمودي، پريوش حسيني ، ژوبين پزشکي، مرجان قجر ، شکوفه زنديه ، کمال کاکوان ، حبيب رستمرودي ، اصغر خرقه پوش ، محمدرضا حسيني ، عليرضا بذر افشان،امير اميني،بهزاد طاحوني،وحدت رجب زاده، مريم خورشيدي، تهمينه ياراحمدي وجيهه مصباح،احمد پولادزاده،حجت جهانگيري، حميد اميني،بايرام نمرودي،امير حسين مزيناني،نويدغلامي،بهروز خالقي،آذز کثيري،نسترن شهبازي،آزاده ضيا،ندا مستفوي،مسعود برجيان،عماد بهاور،سميه رحمتي،مهدي فولادگر،احسان شاهمرادي،مهدي حيدري،سلمان ميرطالبي،حسن رحمتي،مسعود نجيمي،اميد رحيمي،کاميار کنعاني،پرنيان حقيقت،حميدرضا مظاهري،آرش مجد،مهدي معماريان،فواد سجودي،آرش صادقي،فريد فرخي،رضا فياض بخش،ميثم آذين،رضا قرباني،محمد حقيقي،ميثم جوي،انوشه سلحشور،فريدون هرمزدياري،شفيع قلي زاده،صادق نوابي،امين ذکايي آشتياني،عباس حامدآبادي بيگدلي،هومن فرمند،سينا صفايي،ايمان کمالي،تقي تاجيکيان،احسان عمادي،بهزاد سحابي،محسن هوشمند،محمد مظفري نژاد،سروش ثابت،حامد حاجي آبادي،سميرا صفايي فراهاني،مهران رحمان مشهدي،ميثم ميرعزيزي،محمد حسن نژاد،مونا شهبازي،مصطفي خسروي،باقر اسکويي،امين دربان،روزبه شفيعي،محمد فرقداني،مهدي شيرزاد،سميرا صدري، کاميار امير انتظاري،اسماعيل صفايي اردکاني،طلوع اسفنده،احسان احساني،هادي کهولي،عطيه وحيد منش،زهرا شريف النسبي،احسان درويشي،رضا قرباني،مينا خرم،نازنين حسن نيا،ياسين سليمي،مهدي خاجيان،باقر اماميان،مجتبي نجفي،هادي کحال زاده،زهره نصرالله زاده،محمدرضا مرشدي،کاظم اماميان،صادق اماميان،محسن حاجيلو،رضا بهبهاني،محمدرضا قدسي،مصطفي نويدي،حامد ايزد پناه،مجيد رحمتي،امير امين زاده،محمود معتقد،امين اميرنژاد،داوود کامکار، جلال حجتي،اشکان تيسوندي،سعيد حسن نيا،حميد آرش کيا،نيود نوري فر،بهزاد دلشاد،محسن مطيعي فر،رحيم حسيني تبار،مسعود حيدريان،ياشار حکاک پور،رحمان سليمي،علي حاجي آقا،محمد اسماعيلي،آرش دولتخواه،محمد شفايي،مسعود گلستاني، محسن خلفي، انديشه فراهاني، سيد عمران نقي ، بابک منصوري راد ، شهره منصوري ، سحر نمازي ، ابراهيم جمشيدي ، بهرام دبيري ، شاکر خردمندي ، صمد بابابيي،غلامرضا هزاوه،مريم فراهاني،جعفر لطف الله زاده،سمانه توکلي،مهدي محمدي،ميثم محمدي،رويا غلامي منظور،پريا جاويدان،آزيتا مسلمي،محبوبه خاني،مسعود ساکي،صديقه محبوبي،رضا ملکي آذر،بهنام مرادي،مجيد مرادي نيا،ولي رستم زاده،امين پسند،فريدون شريفي،آرين اميدوار،پيروز داوودنيا،بهادر ساکت تبار،امين عبدي،محمود سليمي،فرزاد خدري،سياوش رشيدي،احمد چميده،رحيم محمودي،محمد صالحي، محمد کنگرلو ، پژمان ايوري ، علي ارشادي ، قاسم سرداري، زهرا ميلاني ، مه کامه مطيعي ، حميد صالح ابادي،ادريس حسن زاده،فرديس حسيني،مهدي عربشاهي،مجيد کريمي،حسين عبدي،محمد رضا خسروي، محمد عاشرلو،محمدرضا خانزادي،نويده نوري،سميه جهانبين،سمانه اميرپور،سولماز محمدي،آنا حسين پور،مجيد اسکندري،عباس صدر،مريم نوري،بهاره هدايت،محمد هاشمي،امير احمديان،محمد مطيعي فر،پيام شکيبا،سمانه عبداللهي،فرشته اميني،مائده شاپوري،امير خمسه،آرزو توسلي،منظوره شاهسوند،زهرا جباري،ليلا ناصري،حميده شريفي،حسين نمازي،علي شوريده،مريم سعيدي،ليلي تفقدي،آيلار پورمحمد،معصومه مرادزاده،اميررضا فروزان،آرمان اجاق لو،رضا عباسي،سميه محمدي،فاطمه اميري،مجيد اللهياري،روزبه رياضي،علي فرخي،رضا دلبري،پويا محموديان،حميد چمن،ياشار قاجار،مهدي مشايخي،نصرالله کشاورز،صديقه بيگدلي، جلال زواره ، حسين مهمان نواز ، شهرام آغداشلو ، ليلا نعمت الهي ، فرنگيس حريري ، اکبر حبيب الهي ، سيده منيژه کلايي ، مير جواد گرامي ، مسلم اسلامزاده ،مهدي حبيبي،متين مشکين،عبيرضا بابايي،حامد شجاعي،الهام استادي،مرتضي ابراهيمي،صالح مستوفيان،سعيد عظيمي،محسن کارگر،حسن ايزدپناه،شهرام پيوندي،محسن سيدين،اميرحسين آزمون،رضا خسروي،حميد هاشمي،عباس مرادي،فرهاد نوري،وحيد قادري،صمد مشکولي،پژمان کلانتري،فرزاد موسي زاده،آراز ريسماني،محمدرضا سالاري،امير واصبي،سجاد کشاورز،مجتبي فيض آبادي،محمود قلي پور،ميثم کيا،حميد طباطبايي،امين اميري،آرمين سلماسي،اسماعيل سلمانپور،علي کميجاني،روح الله شهيدي پور،معصومه صرفي پور ،فرهاد مرداني ، حسين درخشان، رضا مهران فر،شهرام سرابکي،مرتضي زوار،ناصر خيرآبادي،عباس مرادي،عبدالرضا مشهدي، جهان رضا شيباني، حيدر برزويي قوچاني ، نقي نعمتي ، مرتضي درودي ، مرتضي چاقع مشهدي زاده ، رضا تربتي ، حسين قلي پور، رهي عظيمي،محمد جواهري،بهار امين وزيري،نازلي کاموري،پوريا لطفي،محمد شيخ الاسلامي،مهرداد حريري، فرزاد فرهمند، مهرداد آريا نژاد،اميد صادقي،روزبه خسروخاور،مهدي نيکفرجام،سجاد غرقي،علي مظاهري،رضا قلي زاده،حسين اسماعيلي،امير امين زاده،امين امين زاده، سيما فرداد،جواد بهروزي،نادر سعيدنيا،روح الله ابراهيميان،رويا کريميان،عليرضا صالحي،محسن عمادي،شهاب شاهين فر،شاهين رحيمي،حامد ابراهيمي،رضا نجاريان،علي دلبري،هادي لطفي،سلمان ابوالفتح بيگي،اميد کوکبي،آرش اميني،محمد فرحود،شهريار محفوظي،محمد حسين مزارعي،مهناز فلاح،روح الله مزارعي،محمد حسن مطهريان،روح الله عابدي نيا،ايمان
February 18, 2004 7:07 PMقناقي،مهدي شاه محمدي،پوپک سالمي،سياوش کاظمين،زينب بشردانش،پرهام عشاير،مرجان عالمي،مهنوش مباصري،فرزانه اشرفي،مجتهده مدني،سعيد هوشمنديار،الميرا مرادي،مهدي لطفي،عبدالصالح شاکر،عليرضا کفش
کنان،باقر علايي،علي حسيني،علي محمد مصلحي،حميد مالکي،سيد حسن الحسيني،شربت دار قدس،فرشيد ذاکر،حجت شريفي،نفيسه زارع،هانيه بختيار ،سعيده عليپور،اعظم وليمه،پژمان موسوي،نوشين نوع پرست،ياسر کراچيان،آيدين حسنلو،کاميار رهنما راد،ميعاد يزداني،سامان بيهقي،رضا متفرق،عبدالرضا کرمي،پرسيا نصرآبادي،ارشاد عليجاني،امير محسن يحيوي،مهدي فخرزاده،مهدي متعيري،ميثم خسروي،مهدي اسفندي،محمد نصر،حسين شاه زمانيان،امين چاروسه،سينا رحماني،سياوش بلوراني،گلنوش بلوراني،بابک فرزاد،فرانک فرزاد،بهمن کلباسي،بهرنگ فروغي،سميه سادات،نادر هاشمي،معصومه سيدفي پور،فرهاد مرداني،رضا عبداللهي نسب،محمد ايماني،حميده السادات فاطمي،پرستوباقري،حسين خداياري،محمد جواهري،سيد محسن عمادي،مجيد باغيان،داوود تيموري،علي وکيلي،صبا سعيدي،زينب نصيري،ابراهيم رحمتي،ابراهيم عبدالله زاده،حميد جلالوند، مهدي منصوري ، امين محمد ادهم ، علي منصوري ، حسين رمضانزاده ، پويا فرهاد ، محمد مقاري ، سجده ابوالحسني ، سعيد محمدي ، محمد مهدي عليان نژاد ، علي پورخيري،محمد خيري،امير جعفري،فرشيد مقدم سليمي،الناز ناطقي،مرتضي اسدي،داريوش قاسمي،زهره مرادي،هانيه بردبار،علي اشرفي،آکام مينايي،جعفر رسولي،فرزانه شکورزاده،علي جازي،سحر ابوالنصري،سعيد مهاجر،عباس خليلي،محمد حسين تهوري،عباس کوشا،مسعود رهبري،فريد مدرسي،ميثم هاشمي،وحيد عابديني،ميثم يوسفي،مهدي کاظمي،زينب بحريني،علي صادقي،علي رييس کوهي،احمد وکيلي،مجيد ابراهيمي،رضا خطيري،محسن مستوفي،محمد رييسيان،علي سنگ چي،هادي نجف آبادي،رضا انصاري،محمد جعفر مرتضوي،حسين نوريان،ميترا روشن،علي دهقاني،مهدي قيصري،مسعود نوربخش،سامان آزادي،حامد حسندوست،قاسم احمديان،محمد قايمي،ياسر کلاهدوز،روزبه ميرچرخ چيان،رضا سرخوش،مهشيد مشهدي،ژيام قياسي،ريحان راه چمني،زهرا پورخليلي،آرمين مشايخي،حمزه خردمند،عليرضا ضياالديني،بهنام اخوان،محبت اميرنژاد،مهدي حصاري،مهدي خدايي،حسين بيات،حسين عنايتي،محمد رضا زاهدي،افشين نوروزي،بهروز بهرامي،مجيد بيدغي،روزبه منصوري،اميرحسين حاج دايي،جواد سيمايي،گوهر نصيري،طاهره بيگلر،الهام پاکسيما،علي کاظمي،حميد بابا مرادي،وحيد بابامرادي،مرتضي سراج،رضا قطبي،صالح طلاکش،مليحه زارعي،پيمان هاشمزهي،ميلاد باقري،آرش حنيفي،بهمن دانشيان،سحر وهاب زاده،نازنين صفا،الهه شيرنشان،آزاده سلطاني،مهدي کشاورز،امين نقدي،مصطفي باطني،حسن انصاري،مجتبي اسماعيليان،آرش شعبان،آيدا سليمي،محمد دوري،سينا حقيقي،آيت فروزنده،رسول غيور،علي گلاب بخش،هادي بلوريان،محمد نوربخش،ايمان خلجي،امين محقق،عليرضا کاکويي،ساسان داوودي،سعيد مختاريان،رضا مروت دار،احسان خيام باشي،احسان سعادت فر،امير شعاعي،مهرنوش نيک پسند،شيوا يزدان پناه،الهه شيرنشان،محبوبه سعيدي فر،فواد سميعي پور،سيامک صديقي،محمد حسين اقبالجو،حسين فريدوني،کيان حصاري،ونداد فلاح،مهدي حيدري،ميثم خسروي،فريده زاهد،ابراهيم بتکن،نصير خوان سفيد،سمانه شيريان،سامان قيطاني،شهاب شروين،اعظم خليلي،پويان نوربخش،مهدي شريفي،بهاره بقايي،سارا فياض،حامد نيکو،فرشاد بخشايي،احسان محقق،وحيد بذرافشان،فاما فولادي،نازلي اقتدارشهيدي،مجيد رفيعي،الهام مهدوي،مهدي ايزدپناه،سعيد کاويان پور،محسن موسوي نسب،علي سبزيان،اشکان شهرآييني،مجيد زماني،مهديه سالاري،سارا صفاري،فاطمه بشارت،عرفان دانايي،داوودي کرمي،داوود طلوعي،امير متقي، مريم ژيان پناه،اميد صفر زاده،احمد حقيقي،فرشيد فرهمند،محمد رضا سالاري،پويان زارعي،اکرم دادخواه،فهيمه حسيني،فاطمه حضرت دوست،عباس قلي پور،سيروس روحاني،برزو عبدي،رضا رهايي طلب،وحيد قاضي پور،نويد مظفري،مهسا سليماني،ماهرو سليماني،مهسا بيات،ايمان تقي زاده،محمد حسين شاه زمانيان،نيما نيکوند،ماءده ايزدي،سارا مدنيان،ناهيد مدني،علي کفايي،جلال يوسفي،فرشاد خيري،فرنوش شاهين،عليرضا امامي،رضا کمالي،حامد فلاح زرين،آيت روحنا،ياشار سعدين،مسعود رشيدي،شهاب کلانتري،محمد جريده دار،زينب خدا بخش،حسين جنيدي،ميلاد مسجدي،محمد نصر اصفهاني،جواد حقاني،غلامرضا عسگري،عليرضا شعفي،هومن قاسمي،سارا فخرايي،سارا منصوري،مانا سلسالي،مهدي نوميري،مهدي سخايي،نوشين
بهادران،نويد بهادران،سعيد رفيعي،احسان نصر،رضا صفوي،مهرداد احمد زاده،محمد باصري،حسن شيخ الاسلامي،ندا احمدي،سميه پوراحمدي،بابک صفاري،مهدي خوشنام،بابک ضيايي،مينا حجتي،آزاده رادمنش،هادي کيافر،سارا مومني،محسن شايع، علي صابري ، يوسف نعلبنديان ، اسرافيل قلي نژاد ، کريم زارعي ، مصدق رضايي تهراني، اناهيتا عاملي ، شکوفه زندي، کاوه طهماسب ، زهره ترشيزي کرماني ، سروش برزو،رامين خواجوي،ساره منطقي،نيما رفعتي،رضا يونسي،امير افروز،سيامک رضاقلي بيگي،حميدرضا نيک نهاد،حميدرضا فرنوش،بيژن پوريوسفي،آسيه عباسي،امين کردعليوند،علي صيادي،سجاد ابوالحسني،سعيد علي اکبري،سعيد هادي زاده،محمود علي اف،هاشم سلطاني،بهزاد رحيم زاده،راضيه واحدي،منيره خسروي نسب،زهرا باوند،نسيم شجاعي،نيما طريقي،رضا بلور فروش،فرهاد مراديان،امير آزموده،محسن قاسمي،مهدي کرباسيون،امين لطيفي،رضا کاکايي،علي افراز،شيرين صفا،فريده جهان گيري،هاله ستاري،مريم محبي،حميد يعقوبي،توماج پذيرا،عليرضا شفيع زاده،مژده فروزنده،احمد محمودي،احمد ملک محمودي،پريسا مرادي،محمد ابراهيمي،زمان موسوي،بابک خداييان،سعيد مختاريان،علي عالمي،علي فرزانه،سامر نبي بخش،احسان ترکش،مرتضا بياره،علي سعيدي،الهام جهانيان،فاطمه شعباني مقدم،سارا اديبي،مجيد مسعودي نيا،مهدي فقيهي،مهدي کشاورز،بهرام فياضي،محسن کشاورز،بهرنگ صبرلويي،فضل الله قريشي،علي بهمني،حميد نوري،عذرا مصدقي،آسيه قرباني،ليلا فضلي،زهرا شريف،رضا آلمحمد،نويذ زاهدي،محمد محمودي فرد،حجتي،افتخاري،هوشنگ حق گو،هادي موسوي،محمد يارموسوي،حسين حيدري،حميد نصيري نيکجو،شهاب جزايري،توحيد رزمي،حمزه رستمي،فلاحي،مهدي لطيفي،محسن اصل زعيم،مهدي نو زعيم،عباس نوربخش،امير ملکي نيا،علي هاشمي،احمد موسوي،سعيد رحيمي مقدم،حسن زماني،عظيم عظيمي فر،الدوز کشاورزي،ستاره الماسي،پگاه علي محمدي،هادي نمازي،ريونيز آذرم سار،فواد شاکري،حسام يعقوبي،ابوذر معتمدي،فهيم يزدان پناه،فرزاد يزدان پناه،روزبه محقق زاده،تهمينه مرادي،ناهيد حقيقي،الهه عطاردي،محسن عمادي،علي مختاري،مرتضي صمدي،محمد غلامرضا کاشي،ناديا محجوب،محمدرضا نوربخش،مسعود باستاني،آرمين خامه اي،آرش ميري،رضا دهقان،علي مقامي،بهرام تاجيک،مريم شعباني،رضا خجسته،علي عزيزي،امير خسرواني،سعيد حبيبي،رضا طاعتي،احسان اصلاني،محمد حيدري،بهمن دارالشفايي،عبدالرضا تاجيک،کامبيز توانا،ناصربراتي،مريم زماني،محسن رشيدي،هادي مسعود،بتسابه نبيان،کاووس آيينه نگيني،کيوان انصاري،محمد نباتي،احسان منصوري،فاطمه وثوق پور،زهرا مسعوديان،زهرا بيگدلي،پويا امين،سجاد واحدي،روح الله فرج زاده،دانيال کاوياني،علي کزازي،احسان ارباب تفتي،سعيد دهقاني،عبدالله برزگر،سهيل شريفي،کيانوش کلانتر،علي مقدم،محمد رضايي،امير ارشاد،کيان اسکندري،ارسلان شيرافکن، رضا طاعتي،صادق فدايي،حميد کاوياني،علي احمد الفتي،جواد کاووسي، امير تفرشي،مهدي بخشنده،علي مقيمي،داوود زماني،عمار ملکي،آرش آرمون، الهه محمدي پور،امين ابراري،هايده علي اکبري ، سيد علي حسيني
رای نمی دهم. مگر روزی که همه پرسی ميسر شود. رای نمی دهم مگر روزی که بدانم رايم در سرنوشتم موثرست. رای نمی دهم مگر آن که آزاد باشم که نام هر که دلم می خواهد را روی آن بنويسم. وسيله نمايش دموکراسی نمی شوم اما در آرزوی آنم که دموکراسی در وطنم حاکم شود.
February 18, 2004 8:20 AMچند شخصيت ايرانی در گفت و گو با بی بی سی، تصميم خود برای شرکت يا عدم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی را اين گونه بيان کردند:
بهاء الدين ادب، نماينده سنندج در مجلس شورای اسلامی: شرکت نمی کنم به دليل اينکه اين انتخابات را قانونمند، آزاد و عادلانه نمی بينم.
رمضان حاجی مشهدی، حقوقدان و وکيل دادگستری: به اين دليل که اين جمهوری هنوز با جمهوری خيلی فاصله دارد، جمهوری يعنی انتخاب آزادانه مردم. با اتفاقاتی که برای ردصلاحيت نمايندگان افتاده است، به نظر می رسد که حتی اصلاح طلبان نيز رضايتی به شرکت در انتخابات ندارند، به طريق اولی، نيروهای راديکال و روشنفکر نيز هيچ روشنفکری برای انتخاب مجلسی واقعی و کارآمد و روشنفکر و قانونگرا و طرفدار مردم نمی بينند. در نظام جمهوری به معنای واقعی کلمه، جمهور مردم می توانند نمايندگان واقعی خود را انتخاب کنند و علی القاعده نبايد هيچ گزينشی برای انتخاب شهروندان وجود داشته باشد چون مردم به معنی واقعی کلمه ولی نعمت نمايندگانند و آنها هستند که می توانند در انتخاباتی آزادنه نمايندگان خود را انتخاب کنند و نمايندگان هم می توانند اراده جمعی را در مجلس واقعی بازتاب دهند.
حبيب الله پيمان، رهبر جنبش مسلمانان مبارز، از گروههای ملی مذهبی: نه خير [رأی نمی دهم] برای اينکه حداقل حقوق قانونی شهروندان را رعايت نکردند و در عمل انتخابات دو درجه شد، دو مرحله ای شد.
هادی قابل، از روحانيون حوزه علميه قم و عضو جبهه مشارکت: در انتخابات شرکت نمی کنم و اين انتخابات را بر اساس قانون، انتخاباتی سالم، آزاد و عادلانه نمی دانم و لذا چون در اين انتخابات به جمع کثيری از چهره های فرهيخته کشور ظلم شده، در اين انتخابات شرکت نمی کنم.
سيمين بهبهانی، شاعر: در انتخابات خيال ندارم شرکت کنم برای اينکه آن قدر قضيه مغشوش شده و آن قدر ذهن عمومی را آشفته کرده اند که انسان دست و دلش به اينکه برود رأی بدهد و کنار صندوق بايستد نمی روم.
ابراهيم يزدی، دبيرکل نهضت آزادی، از گروههای ملی مذهبی: نهضت آزادی ايران در انتخابات مجلس هفتم شرکت نمی کند. با رويه غيرقانونی که شورای نگهبان اتخاذ کرده است و رد گسترده صلاحيتها، نهضت آزادی ايران تصميم گرفته است در اين انتخابات شرکت نکند.
February 18, 2004 5:46 AMبيانيه دوم شش حزب و سازمان سياسی اپوزيسيون
فراخوان تحريم انتخابات دوره هفتم مجلس اسلامی!
در روز انتخابات فرمايشی
در ايران در خانه بمانيم!
در خارج از کشور به خيابان ها بيائيم!
چهارشنبه ٢۹ بهمن ١٣٨٢ – ١٨ فوريه ٢٠٠۴
مردم آزاده ايران!
انتخابات فرمايشی دوره هفتم رژيم اسلامی اکنون به يک رسوائی سياسی تمام عيار برای رژيم جمهوری اسلامی مبدل شده است.
ما امضاکنندگان اين فراخوان که به گرايشات گوناگون عقيدتی و سياسی تعلق داريم در اين حقيقت متفق هستيم که دست يابی به آزادی های بی قيد و شرط سياسی، انتخابات آزاد، رهايی از استبداد دينی، موروثی، فردی و... و برقراری جمهوری آزاد که در آن حق مردم برای تعيين نظام سياسی نهادی شده باشد، جدائی دين از دولت و ساير موازين آزادی و عدالت از برچيدن رژيم اسلامی در کليتش گذر خواهد کرد. ما شما را فرا می خوانيم که با تحريم گسترده انتخابات دوره هفتم مجلس اسلامی جنبش همگانی برای آزادی و عدالت در کشورمان را پر توان سازيد!
اکنون که تحريم گسترده انتخابات به يک درخواست همگانی مبدل شده است، اين احتمال را نمی توان از نظر دور داشت که سران رژيم اسلامی از طريق يک حکم حکومتی ديگر ولی فقيه، برای حفظ مصالح نظام اسلامی، تلاش نمايند تا از طريق پر کردن صندوق های رای، خود را به شکل آبرومندانه ای از يک مهلکه شکت ويرانگر سياسی در برپائی انتخابات نمايشی به در آورند. بنابر اين در روز انتخابات در خانه بمانيم تا با خالی ماندن خيابان ها، تا با خالی ماندن حوزه های اخذ رای، تحريم همگانی انتخابات به رفراندمی عليه موجوديت رژيم اسلامی مبدل شده و به اين ترتيب پيام اعتراض همه ايرانيان به موجوديت رژيم اسلامی به سراسر جهان مخابره گردد.
هموطنان ايرانی در خارج از کشور!
در روز انتخابات با تشکيل تجمعات اعتراضی بزرگ و همگانی به نمايشی بودن انتخابات، به فقدان آزادی در ايران، به رژيم ترور، شکنجه و اعدام به وسيع ترين شکل ممکن اعتراض کرده و به اين ترتيب صدای اعتراض جامعه ايرانيان خارج از کشور را به رساترين شکل ممکن به گوش جهانيان برسانيم. سران رژيم جمهوری اسلامی بايد در برابر افکار عمومی جهان پاسخگوی اعدام ها، ترورها، شکنجه های خارج از شمار، نقض ابتدايی ترين موازين آزادی، پرونده قتل عام شهريور 67، قتل های زنجيره ای و کشتار کارگران شهر بابک شوند.
حزب دموکرات کردستان ايران
سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)
شورای موقت سوسياليست های چپ ايران
کميته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر)
کومله – سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ايران
26 بهمن 1382
February 18, 2004 4:05 AMبيش از 100 روزنامهنگار در خصوص انتخابات مجلس هفتم بيانيهاي صادر كردند.
به گزارش ايسنا، امضاكنندگان اين بيانيه كه خود را «روزنامه نگاران روزنامههاي اصلاحطلب اعم از تعطيل و توقيف شده يا در حال انتشار» معرفي كردهاند، اعلام نمودهاند كه انتخابات مجلس هفتم را غير رقابتي ميدانند و شرايط را به گونهاي نميبينند كه در اين انتخابات شركت كنند.
February 17, 2004 11:35 PMامضاء كنندكان اين بيانيه عبارتند از:
1- زهرا ابراهيمي
2- بهمن احمدي امويي
3- يدالله اسلامي
4- سعيده اسلاميه
5- زينب اسماعيلي سويري
6- بيژن اشتري
7- مهدي افشار نيك
8- ساسان آقايي
9- زهده آقاياني
10- پروين امامي
11- سرگه بارسقيان
12- حسين باستاني
13- عباس بزرگمهر
14- محمد بلوري
15- ژيلا بني يعقوب
16- عليرضابندري
17- محمود پوررضايي
18- محسن پيرداده
19- عبدالرضا تاجيك
20- كامبيز توانا
21- رضا تهراني
22- رضا جلالي
23- رضا جلودار زاده
24- ايرج جمشيدي
25- مريم جمشيدي
26- سعيد حجاريان
27- آيدين حسنلو
28- آرش حسن نيا
29- علي حكمت
30- علي حق
31- هادي حيدري
32- محمد حيدري
33- زهرا جانعلي زاده
34- فريبا خاني
35- مازيار خسروي
36- اشكان خواجه نوري
37- جلال خوش چهره
38- بهمن دارالشفائي
39- فريبا داوودي مهاجر
40- علي دهقان
41- عظيم رجب پور
42- سيامك رحماني
43- شاهين رحماني
44- سياوش رسام
45- سعيد رضوي فقيه
46- زهرا رفيعي
47- شهرام رفيعي زاده
48- بيژن رمضاني
49- فرزانه روستايي
50- محمد جواد روح
51- كاظم رهبر
52- محمد رهبر
53- كيوان زرگري
54- محمد رضا زهدي
55- احمد زيد آبادي
56- عيسي سحر خيز
57- رضا سليمان نوري
58- عليرضا سميعي
59- علي اصغر سيد آبادي
60- فرامرز سيد آقايي
61- امير سيدين
62- مسعود شايان
63- سعيد شريعتي
64- سولماز شريف
65- شهرام شريف
66- كاظم شكري
67- ماشاءالله شمس الواعظين
68- محمد شهرابي
69- هنگامه شهيدي
70- عباس صفايي فر
71- مهدي صفوي
72- سيد محمد عاملي
73- محمد عبدي
74- فيضالله عرب سرخي
75- عليرضا علوي تبار
76- نسرين عليپور
77- حسن فتحي
78- نادر فتورهچي
79- پناه فرهاد بهمن
80- علي فولادي
81- سهيلا قاسمي
82- ناصرالدين قاضي زاده
83- مرتضي كاظميان
84- جعفر گلابي
85- مرجان لقايي
86- نفيسه مجيدي زاده
87- داوود محمدي
88- سيد ياسين محمدي
89- فاطمه محمديان
90- حنيف مزروعي
91- كاوه مشكات
92- محسن مصحفي
93- بدر الستادات مفيدي
94- پيمان مقدم
95- ميون مومني
96- روزبه ميرابراهيمي
97- مرتضي ناعمه
98- امير عباس نخعي
99- سيد شاهين نوربخش
100- بابك نهفوري آذر
101- مراد ويسي
102- ياشار هدايي
103- مسعود هوشمند رضوي
104- اسماعيل آزادي
105- مهرداد خدير
106- صالح صادقي
107- صوفي جلالوندي
108- هوتن ابوالفتحي
109- علي ميرميراني
110- رويا كريمي مجد
111- محبوبه حقيقي
112- عليرضا رجايي
113- حسين مسلم
شيرين عبادي: در انتخابات شركت نميكنم
اظهارات انتخاباتي برنده جايزه صلح نوبل در گفتوگو با تلويزيون ايتاليا و راديو فرانسه
شيرين عبادي
«شيرين عبادي» حقوقدان و برنده ايراني جايزه صلح نوبل 2003، در مصاحبه با شبكه اول تلويزيون دولتي ايتاليا (راي) گفت: «در انتخابات شركت نميكنم و اميدوارم مردم نيز چنين اقدامي انجام دهند.»
بنابر خبر دريافتي «رويداد»، عبادي در اين مصاحبه كه در برنامه خبري دوشنبه شب 27 بهمن اين شبكه تلويزيوني پخش شد، اظهار داشت:« از اين مسأله آگاه نيستم كه خاتمي به چه دليلي شرايط موجود را پذيرفته و به آن اعتراض نميكند.»
وي گفت:«از شرايط كنوني متأسفم زيرا در كشورهاي آزاد مردم بايد از حق انتخاب آزادانه افراد مورد نظر خود برخوردار باشند.» همچنين گزارشگر تلويزيون ايتاليا نيز در اين برنامه گفت::« بعد از پايان مصاحبه، عبادي احتمال آغاز دوباره درگيريها و سركوبي بعد از برگزاري انتخابات را هراسآور و نگرانكننده خواند.»
شيرين عبادي همچنين در گفتوگويي با راديو بينالمللي فرانسه گفت كه «با حذف تعداد زيادي از كانديداهاي اصلاحطلب انتخابات مجلس، آزادي ايرانيان به «سخره» گرفته شده است و تأكيد كرد «نميفهمد» كه چگونه محمد خاتمي چنين وضعي را ميپذيرد.
وي اعلام كرد: «من از اين رويداد عميقاً متأسفم.»
به گفته عبادي، «اولين آزادي براي هر انسان، انتخاب نمايندهاش در آزادي كامل است و اين آزادي به سخره گرفته شده است.»
برنده جايزه نوبل از رفتار رئيسجمهور خاتمي اظهار تعجب كرد ولي در عين حال وي را در اين قضيه «مقصر»ندانست.
عبادي تأكيد كرد:«آقاي خاتمي گفته بود كه بايد اصلاحاتي در شيوه انتخابات انجام گيرد. وي در اين زمينه لايحهاي را ارائه داد كه مورد تصويب مجلس قرار گرفت ولي شوراي نگهبان آن را رد كرد. ولي آقاي خاتمي گفته بود كه در صورت رد اين لايحه ديگر نميتواند به كار خود ادامه دهد. اين لايحه رد شد و خاتمي هنوز در قدرت است. من نميتوانم اين موضوع را درك كنم.»
خانم عبادي افزود:«چنين قولي نبايد داده ميشد.»
February 17, 2004 8:46 PMسهشنبه 28 بهمن 1382 - 1
اما تا همين جا هم گفته باشم که مرا با انتخابات کاری نيست.
February 17, 2004 8:43 PMبنام خدا
February 17, 2004 8:38 PMنقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
من و هم صحبتی اهل ریا؟ دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس
صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی. بهمن در رسیده است و گوسفند انتخابات را می پرورند تا به مسلخ اسفند ماه ببرند. زنجیر بافان سخت در کارند. پرده داران نظارت همه را به شمشیر استصواب زده اند و کسی مقیم حریم حرم نمانده است. قهوه خاتمت جامعه مدنی را خورده اند و نامه تعزیت اخلاق و عدالت را نوشته اند. گرسنگان قدرت نشسته اند تا بر جنازه کشتگان نظارت عروسی مستانه ای به پا کنند.
در این برهوت بی اخلاقی و بی عدالتی، دوستان همدل بی تابانه از من می پرسند با انتخابات چه می کنی؟ می گویم: انتخاب می کنم اما عدالت را نه تبعیض و قساوت را. این گوسفند اسفندی که نه ذبحش شرعی است و نه گوشتش حلال چه جای خوردن دارد؟
باده با محتسب شهر ننوشی زنهار/ بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد.
کار خیلی جالبی کردید آقای دودانی:) ولی...
February 17, 2004 1:36 AMمجلس آینده برآمده از اراده ملت نخواهد بود
بیانیه پایان کار ستاد انتخابات جبهه مشارکت ايران اسلامي
ستاد انتخابات جبهه مشارکت با صدور بيانیه اي ضمن تشريح روند فعاليت های خود دلايل عدم شرکت در انتخابات و توقف فعاليت هاي خود را در سراسر کشور اعلام نمود.
ملت آگاه و حق طلب ایران!
سرانجام شوراي نگهبان قانون اساسي بر اساس تفاسير دور از ذهن و بيگانه با منويات خبرگان قانون اساسي و مردمي كه به آن رأي داده بودند، انتخابات مجلس شوراي اسلامي را كه وجه جمهوريت نظام را تأمين و تداعي مينمود، چنان از محتوي تهي نمود كه ديگر نميتوان آن را انتخاباتي واقعي و آزاد ناميد. آنچه امروز پيش روي ما قرار گرفته است صورت ظاهري از انتخابات است كه در آن حق انتخاب شوندگان و حق انتخاب كنندگان بر اساس صواب ديد و صلاح ديد شش فقيه و پنج حقوقدان شورای نگهبان ضايع شده است و دامنه انتخاب مردم محدود به انتصاب مقدماتی شوراي نگهبان گشته است در چنين هنگامهاي بخش عمدهاي از نيروهاي سياسي اصلاحطلب جامعه بيآنكه خود خواسته باشند از گردونة انتخابات كنار گذشته شدهاند و فرصت مشاركت در تعيين سرنوشت به واسطه انتخاب نمايندگان شايسته از آنان سلب شده است.
ستاد انتخابات جبهه مشاركت كه بر اساس ضرورت برنامهاي و كاري جبهه مشاركت و عليرغم نامساعد بودن فضاي سياسي جامعه در ارديبهشت ماه گذشته آغاز به كار نمود با استفاده از تجربه انتخابات شوراها و تحليل شرايط و ارزيابي بايد و نبايدها و با لحاظ چشم انداز سياسي آينده كشور و آرايش نيروها و توجه ويژه به انگيزههايي كه موجب روي گرداني مردم از صندوقهاي اخذ رأي شده بود، برنامهاي را به مورد اجراء گذاشت كه نتيجه آن آمادگي نسبی اصلاحطلبان براي ورود به عرصه انتخابات و بدست آمدن چشمانداز پيروزي در آن بود.
انجام نظرسنجيهاي علمي و فني از مردم شهر تهران در فاصلة مهرماه تا آذر ماه و مقايسه نتايج آنها نشانگر آن بود كه تلاشهاي صورت گرفته نتيجه داده است و مردم بتدريج آماده حضور در انتخابات ميشوند. مصوبه كنگرة پنجم جبهه مشاركت اين فرصت را به ستادهاي انتخاباتي داده بود تا با انجام فعاليتهاي خود زمينه را براي مشاركت در انتخابات فراهم سازند. از اين فرصت به نحو كاملاَ مطلوبي بهره گرفته شد و با برقراري ارتباط با ساير نيروهاي نخبه و اصلاحطلب جامعه و بحث و تبادل نظر با آنها، غالب گفتمان عدم مشاركت بتدريج جاي خود را به گفتمان مشاركت در انتخابات واگذار نمود و شور و نشاط به تدريج فزايندهاي در بين نيروهاي سياسي و گروههاي مرجع اجتماعي پديد آمد.
می توان ادعا نمود هيچگاه در برهههاي پيش از انتخابات ملت اين مقدار دچار چالش ذهني شركت يا عدم شركت در انتخابات نبوده است، تمام وجهه همت ستاد انتخاباتي جبهه مشاركت در اين فرصت زمانی اين بوده كه نتيجه اين بحثها را به سمت شركت در انتخابات سوق دهد، چرا كه به زعم ما مسير اصلاحات عليرغم فراز و نشيبهايش تنها راه كم هزينه و ضامن بهروزي جامعه است. انتخابات شاهراه اصلي مسير اصلاحات است و بهرهگيري از اين شاهراه براي نيل به اهداف اصلاحطلبانه ضرورتي غيرقابل انكار است.
براي اين منظور ناگزير بودهايم احتمال خوش بينانه برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه را در ذهن خويش متصور دانسته و به ديگران نيز تسري دهيم. با اين حال از احتمالات ديگر از جمله اعمال نظارت استصوابي- سليقهاي و رد صلاحيت گسترده و قلع و قمع نيروهاي اصيل اصلاحطلب غافل نبودهايم. يعني هرگاه از شركت در انتخابات سخن گفتيم قيد «واقعي» را براي آن شرط كرديم و صراحتاً شركت در انتخابات نمايشي را منتفي دانستيم.
به گمان ما پروژه اصلي ستاد ضد اصلاحات در طي ماههاي گذشته بر چند محور استوار بوده است.
تخريب وجهه عمومي اصلاحطلبان درون حاكميت و متهمسازي آنها به ناكارآمدي و عدم توجه به مطالبات اصلي مردم
ايجاد شكاف بين جريانهاي اصلي و صاحب نقش اصلاحطلب
سركوب جبههمشاركت و حذف آن از صحنة عمل سياسي
حفظ بخشي از اصلاح طلبان به عنوان يك رقيب انتخاباتی ضعيف شده
كاهش مشاركت مردم در انتخابات
به صحنه آوردن نيروهاي سازماندهي شده در نهادهاي عمومي و اخذ رأي سازماندهي و ديكته شده از آنان
پيروزي در يك انتخابات كم رونق و با رأي حداقلي در برابر رقيب ضعيف شده و در شرايط عدم حضور بخش اعظمي از اصلاحطلبان
دخل و تصرف در نتايج انتخابات و از طريق ابطال آراء صندوقها و يا انتخابات حوزههاي انتخابيه
آنچه براي ستاد ضد اصلاحات اصل بوده است، به دست گرفتن مجلس هفتم با ايجاد تركيبي با اكثريت قاطع و بيش از دو سوم محافظهكاران است، آنها براي رسيدن به اين خواسته از هيچ اقدامي فروگذار نكردهاند و نه تنها مرزهاي قانوني را شكستهاند بلكه به حداقلهاي اخلاقي نيز پايبند نبودهاند. سايتهاي خبري انباشته از اخبار مجعول و اتهامات واهي و خبرهاي ويژة دروغين و سراپا جعل و تحريف در روزنامههاي آنان كه گويا منبع اصلي تغذيه كننده شوراي نگهبان براي پر كردن پروندههاي نامزدهاي انتخابات بوده است، نمونه هاي آشكار روشهاي آنان است. گماردن ده ناظر آموزش ديده شوراي نگهبان بر سر هر صندوق رأي نميتواند براي جلوگيري از تقلب مسؤولين اجرائي حوزههاي اخذ رأي باشد، چرا كه مسؤولين اجرايي صندوقهاي رأي خود عمدتاَ يا از اعضاء بسيج و اهالي مسجد و يا معلمين مدارس هستند كه به هيچ روي گزينش خاص در مورد آنها اعمال نميشود و چه بسا بسياري از آنان جهتگيري سياسي مشابه شوراي نگهبان داشته باشند. اين افراد كساني هستند كه هر دوره پذيراي چنين مسؤوليتي در حوزههاي اخذ رأي بودهاند و گماردن يك ناظر بر سر هر يك از آنها به بهانه جلوگيري از تقلب قابل باور نيست بنابر